و خودسازى كند ، مصداق « وَفَضَّلْناهُمْ عَلى كَثِيرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضِيلًا » مىشود .
و اگر به ايمان و تقوى پشت كند ، و از خط اولياى خدا خارج گردد ، به صورت موجودى « ظلوم » و « كفار » و « يؤوس » و « كفور » و « هلوع » و « كنود » درمىآيد .
و به اين ترتيب هيچگونه تضادى در ميان اين آيات وجود ندارد ، منتها هر كدام به يكى از ابعاد وجود انسان نگاه مىكند .
آرى در درون فطرت انسان ريشه تمام خوبيها و نيكيها و افتخارات و فضائل نهفته است ، همانگونه كه انسان آمادگى براى نقطه مقابل اين فضائل نيز دارد ، و لذا هيچ موجودى در عالم آفرينش در ميان قوس صعودى و نزوليش اينقدر فاصله نيست ( دقت كنيد ) .
3 - عظمت جهاد !
در قرآن مجيد سخن از مساله جهاد و عظمت مجاهدان راه خدا بسيار به ميان آمده ، ولى شايد در هيچ جا مساله با اين عظمت ترسيم نشده است كه حتى نفس زدن اسبهاى آنها ، و جرقههاى سم اين ستوران و گرد و غبار ناشى از حركت سريع آنان ، آن قدر با عظمت شناخته شده كه مورد قسم قرار گرفته .
مخصوصا روى سرعت عمل آنها كه يكى از مهمترين عوامل پيروزى در جنگها است تكيه شده ، و نيز روى اصل غافلگيرى كه يكى ديگر از عوامل موفقيت در جنگ است تكيه گرديده است .
و اينها همه آموزشى است در زمينه برنامه « جهاد » .
قابل توجه اينكه در شان نزول اين سوره نيز آمده است كه على ع دستور داد در تاريكى شب مركبها را آماده كنند ، خوراك لازم به آنها بدهند و زين بر آنها