تفسير اول مناسبتر به نظر مىرسد هر چند جمع ميان اين تفاسير نيز بعيد نيست .
به هر حال ، در آن روز انسان از ديدن اين صحنه بى سابقه ، سخت متوحش مىشود ، و مىگويد : « چه مىشود كه زمين اين گونه به لرزه در آمده است ، و آنچه در درون داشته بيرون ريخته » ؟ ( * ( وَقالَ الإِنْسانُ ما لَها ) * ) .
گر چه بعضى « انسان » را در اينجا به خصوص انسانهاى كافر تفسير كردهاند كه در مساله معاد و رستاخيز شك و ترديد داشتهاند ، ولى ظاهر اين است كه انسان در اينجا معنى گسترده اى دارد كه همگان را شامل مىشود ، زيرا تعجب از اوضاع و احوال زمين در آن روز مخصوص به كافران نيست .
آيا اين تعجب ، و سؤال ناشى از آن ، مربوط به « نفخه اولى » است يا « دوم » ؟ .
ظاهر اين است كه همان نفخه اولى است كه نفخه پايان جهان است ، زيرا زلزله عظيم در پايان جهان رخ مىدهد .
اين احتمال نيز داده شده است كه منظور نفخه رستاخيز و زنده شدن مردگان ، و بيرون ريختن آنها از درون زمين مىباشد ، زيرا آيات بعد نيز همه مربوط به نفخه دوم است .
ولى از آنجا كه در آيات قرآن كرارا حوادث اين دو نفخه با هم ذكر شده ، تفسير اول با توجه به بيان زلزله وحشتناك پايان جهان مناسبتر به نظر مىرسد ، و در اين صورت منظور از « اثقال » زمين معادن و گنجها و مواد مذاب درون آن است .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 223
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٣