« * ( وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى ) * » است ( 1 ) .
ناگفته پيدا است كه شفاعت پيامبر ص شرائطى دارد ، نه او براى هر كس شفاعت مىكند ، و نه هر گنهكارى مىتواند چنين انتظارى را داشته باشد ( مشروح اين بحث را در جلد اول ذيل آيه 48 سوره بقره مطالعه فرمائيد ) .
در حديث ديگرى از امام صادق ع مىخوانيم : « رسول خدا وارد خانه فاطمه ع شد در حالى كه لباس خشنى از پشم شتر در تن دخترش بود ، با يك دست آسيا مىكرد ، و با دست ديگر فرزندش را شير مىداد ، اشك در چشمان پيامبر ص ظاهر شد ، فرمود دخترم ! تلخى دنيا را در برابر شيرينى آخرت تحمل كن ، چرا كه خداوند بر من نازل كرده است كه آن قدر پروردگارت به تو مىبخشد كه راضى شوى » ( * ( وَلَسَوْفَ يُعْطِيكَ رَبُّكَ فَتَرْضى ) * ) ( 2 ) .
نكته : فلسفه انقطاع وحى
از مجموع آيات فوق به خوبى روشن مىشود كه پيامبر ص هر چه دارد از ناحيه خدا است حتى در نزول وحى از خود اختيارى ندارد ، هر زمان خدا بخواهد وحى قطع مىشود ، و هر زمان بخواهد برقرار مىگردد ، و شايد انقطاع وحى نيز به همين منظور بود تا پاسخى باشد به آنها كه از پيغمبر اكرم ص تقاضاى معجزات اقتراحى و بر طبق ميل خود داشتند ، يا به او پيشنهاد مىكردند كه فلان حكم يا فلان آيه را تغيير ده ، و او مىفرمود من در اين امور اختيارى از خود ندارم ( همانگونه كه در آيه 15 سوره يونس آمده است ) .
هامش
( 1 ) « ابو الفتوح رازى » جلد 12 صفحه 110 .
( 2 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 505 .