تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار (ج23 تا 27) (بخش امامت) ( فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
2 - وجه دوم دقيق‌تر و عالىتر از اولى است به اين معنى كه وقتى ائمه عليهم السّلام به اين مرتبه از خداشناسى رسيدند ديگر خداوند براى آنها انتخاب مىكند و اراده مىنمايد كارى را انجام نمىدهند مگر اينكه خداوند بر آنها مشيت و اراده آن را الهام و افاضه نمايد اين يكى از معانى فرموده خدا است « كنت سمعه و بصره و يده و لسانه » كه من گوش و چشم و دست و زبان بنده‌ام هستم . تفسير قمى : هاشم بن عمار در مورد آيه :
وَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ ما بَلَغُوا مِعْشارَ ما آتَيْناهُمْ فَكَذَّبُوا رُسُلِي فَكَيْفَ كانَ نَكِيرِ
. از امام عليه السّلام نقل كرد كه فرموده پيشينيان پيامبران خود را تكذيب كردند ما بپيامبران آنها به اندازه يكدهم از آنچه به محمّد و آل محمّد صلوات اللَّه عليهم داده‌ايم به آن پيامبران نداده بوديم . توضيح : ظاهر اينست كه آيه در باره آنها نازل شده ممكن است تأويل آيه باشد ببرگشت ضمير به رسل . بيضاوى گفته است : يعنى اينها به اندازه يك دهم نيرو و طول عمر و كثرت اموال آنها داده نشده است يا معنى آنست كه يك دهم از دلائل و بينات و هدايت آنها را ندارند . تفسير عياشى : از جابر از حضرت باقر عليه السّلام در تفسير اين آيه :
وَ لِكُلِّ أُمَّةٍ رَسُولٌ فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ
فرمود : تفسير اين آيه در باطن آن است كه هر قرنى اين امت را رسولى از آل محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم است كه مأموريت دارد براى همان قرن و آنها اولياء و رسل نيستند اما اين قسمت آيه
فَإِذا جاءَ رَسُولُهُمْ قُضِيَ بَيْنَهُمْ بِالْقِسْطِ
معنى آن اينست كه پيامبران قضاوت بعدل و دادگرى ميكنند و ستم روا نمىدارند . توضيح : شايد منظور از تأويل باطن كه رسل را بائمه تأويل مىكند معنى لغوى رسول است كه شامل امام نيز مىشود يا منظور اينست كه ائمه بمنزله