بعد لباس حيات در اندام شما پوشانيد ، و به شما روح و حس و حركت داد ، همين گونه مراحل مختلف جنينى را يكى پس از ديگرى پشت سر نهاديد ، تا به صورت انسانى كامل از مادر متولد شديد باز اطوار حيات و اشكال مختلف زندگى ادامه يافت ، شما هميشه تحت ربوبيت او قرار داريد ، و دائما نو مىشويد ، و آفرينش جديدى مىيابيد ، چگونه در برابر آستان با عظمت خالق خود سر تعظيم فرود نمىآوريد ؟
نه تنها از نظر جسمانى اشكال مختلفى به خود مىگيريد ، كه چهره روح و جان شما نيز دائما در تغيير است ، هر يك از شما استعدادى داريد ، و در هر سرى ذوقى و در هر دلى عشقى است ، و همه شما دائما دگرگون مىشويد ، احساسات كودكى جان خود را به احساسات جوانى مىدهد ، و آن هم جاى خود را به احساسات كهولت و پيرى مىبخشد .
و به اين ترتيب او در همه جا با شما است و در هر گام رهبرى و هدايت مىكند و با اين همه لطف و عنايت او ، اينهمه كفران و بىحرمتى چرا ؟
نكته : رابطه « تقوى » و « عمران و آبادى »
از آيات مختلف قرآن ، از جمله آيات فوق ، اين نكته به خوبى استفاده مىشود كه ايمان و عدالت مايه آبادى جامعهها ، و كفر و ظلم و گناه مايه ويرانى است .
در آيه 96 « اعراف » مىخوانيم : وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَيْهِمْ بَرَكاتٍ مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ : « اگر اهل شهرها و آباديها ايمان بياورند و تقوا پيشه كنند درهاى بركات آسمان و زمين را به روى آنها مىگشائيم » .