از اين مرد بترس مبادا تو را گمراه كند اين وصيتى است كه پدرم به من كرده ، و من الان همان سفارش را به تو مىكنم ( تا حق وصيت و خير خواهى را ادا كرده باشم ) ( 1 ) .
اين آيه نشان مىدهد كه نوح با عمر طولانى خود در طى چند نسل هم چنان به دعوت الهى خويش ادامه مىداد و هرگز خسته نمىشد .
و ضمنا نشان مىدهد كه يكى از عوامل مهم بدبختى آنها استكبار و غرور بود ، زيرا خود را بالاتر از اين مىديدند كه در برابر انسانى مانند خود هر چند نماينده خدا باشد و قلبش كانون علم و دانش و تقوا سر تسليم فرود آورند ، اين كبر و و غرور هميشه يكى از موانع مهم راه حق بوده و ثمره شوم آن را در تمام طول تاريخ بشر در زندگى افراد بىايمان مشاهده مىكنيم .
نوح هم چنان به سخنان خود در پيشگاه پروردگار ادامه داده ، مىگويد :
« خداوندا ! سپس آنها را آشكارا به توحيد و عبادت تو دعوت كردم » ( * ( ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهاراً ) * ) .
در جلسات عمومى و با صداى بلند آنها را به سوى ايمان فرا خواندم .
به اين نيز قناعت نكردم « آشكارا و نهان ، حقيقت توحيد و ايمان را براى آنها بيان داشتم » ( * ( ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْراراً ) * ) .
به گفته بعضى از مفسران ، نوح براى نفوذ در اين جمعيت لجوج و خود خواه دعوت خود را از سه طريق مختلف دنبال كرد : گاه تنها دعوت مخفيانه
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 361 .