سپس مىافزايد : « براى چه روزى شهادت اين رسولان و گواهى آنها بر امتها به تاخير افتاده » ؟ ! ( * ( لأَيِّ يَوْمٍ أُجِّلَتْ ) * ) ( 1 ) .
« براى روز جدايى » ( * ( لِيَوْمِ الْفَصْلِ ) * ) .
روز جدايى حق از باطل ، جدايى صفوف مؤمنان از كافران ، و نيكوكاران از بدكاران ، و روز داورى مطلق حق در باره همگان .
اين سؤال و جواب براى بيان عظمت آن روز بزرگ است و چه تعبير پر معنى و گويايى از آن روز شده است « روز جداييها » ! سپس براى بيان عظمت آن روز مىفرمايد : « تو چه مىدانى يوم الفصل و روز جداييها چيست » ؟ ( * ( وَما أَدْراكَ ما يَوْمُ الْفَصْلِ ) * ) .
جايى كه پيامبر ص با آن علم وسيع و گسترده ، و با آن ديده تيز بينى كه اسرار غيب را مشاهده مىكرد ابعاد عظمت آن روز را به درستى نداند ، تكليف بقيه مردم روشن است ، و همان گونه كه بارها گفتهايم درك تمام اسرار با عظمت قيامت براى ما زندانيان قفس دنيا ممكن نيست تنها شبحى از آن را مىبينيم و به آن ايمان داريم .
هامش
( 1 ) طبق اين تفسير ضمير در « اجلت » به شهادت انبيا و رسل باز مىگردد كه از آيه قبل استفاده مىشود ، ولى بعضى گفتهاند : به تمام امور مربوط به انبياء و اخبارى كه آنها در مورد ثواب و عقاب و حوادث قيامت و مانند آن دادند بازمىگردد ، بعضى نيز آن را اشاره به تمام امورى كه در آيات قبل آمده مانند تاريك شدن ستارگان و . . . مىدانند ، ولى روشن است كه تفسير اول از همه مناسبتر مىباشد ، چرا كه مرجع ضمير در آيه متصل به آن است .