آمده است وَقالُوا يا أَيُّهَا الَّذِي نُزِّلَ عَلَيْه الذِّكْرُ إِنَّكَ لَمَجْنُونٌ ( دشمنان ) مىگفتند اى كسى كه ذكر بر تو نازل شده است تو ديوانه اى » ! تعبير به « الملقيات » به صورت « جمع » با اينكه فرشته وحى يعنى جبرئيل يك فرد بيشتر نبود ، به خاطر اين است كه از بعضى از روايات استفاده مىشود كه گاه براى نزول آيات قرآن گروههاى عظيمى از فرشتگان جبرئيل را همراهى مىكردند ، در آيه 15 سوره عبس نيز آمده است بِأَيْدِي سَفَرَةٍ يعنى « آيات قرآنى به دست سفيران الهى ( فرشتگان ) بر پيامبر اسلام نازل شده است » .
حال بايد ديد كه اين سوگندها براى چه منظورى است ؟ در آيه بعد پرده از روى اين معنى برداشته ، مىگويد : آنچه به شما وعده داده مىشود واقع خواهد شد « ( * ( إِنَّما تُوعَدُونَ لَواقِعٌ ) * ) .
بعث و نشور ، ثواب و عقاب ، حساب و جزا ، همه حق است ، و ترديدى در آن نيست .
بعضى نيز آن را اشاره به تمام وعدههاى الهى ، اعم از وعده هايى كه به نيكان يا بدان در دنيا ، يا در آخرت داده است ، ولى آيات بعد نشان مىدهد كه منظور فقط وعده قيامت است ( 1 ) .
گرچه در اين آيه استدلالى بر مساله معاد نشده است و تنها به ادعا قناعت گرديده ، ولى لطف مطلب اينجا است كه در قسمهاى پيشين مطالبى آمده كه خود از دلائل معاد است ، از جمله زنده شدن زمينهاى مرده به وسيله نزول بارانها كه خود نمونه اى از صحنه معاد است ديگر نزول تكاليف الهى بر پيامبران و ارسال رسل كه بدون وجود معاد نامفهوم است ، خود نشان مىدهد كه وعده رستاخيز
هامش
( 1 ) عطف با « فاء » نيز اين مطلب را تقويت مىكند .