تفسير :
سوگند به روز قيامت و و جدان ملامتگر ؟
اين سوره با دو سوگند پر معنى آغاز شده ، مىفرمايد : « سوگند به روز قيامت » ( * ( لا أُقْسِمُ بِيَوْمِ الْقِيامَةِ ) * ) .
« و سوگند به و جدان بيدار انسانها و نفس ملامت كننده » ( * ( وَلا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ) * ) .
در اينكه « لا » در اين دو آيه « زائده » و براى تاكيد است ( بنا بر اين سوگند را نفى نمىكند ، بلكه آن را مؤكدتر مىكند ) و يا اينكه « لا » نافيه است ، و هدف آن است كه بگويد اين موضوع به قدرى مهم است كه به آن سوگند ياد نمىكنم ( مثل اينكه گاهى مردم به يكديگر مىگويند به جان تو قسم ياد نمىكنم كه برتر از سوگند است ) در ميان مفسران گفتگو است .
غالب مفسران احتمال اول را برگزيدهاند در حالى كه بعضى طرفدار تفسير دوم هستند و معتقدند كه « لا » زائده در آغاز كلام نمىآيد ، بلكه بايد در وسط كلام باشد .
ولى تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد ، زيرا قرآن به امورى مهمتر از قيامت ، مانند ذات پاك خدا ، سوگند ياد كرده بنا بر اين دليلى ندارد كه به روز قيامت در اينجا قسم ياد نشود ، و قرار گرفتن « لا » زائده در آغاز كلام نيز نمونه دارد چنان كه از اشعار امرأ القيس نقل كردهاند كه در آغاز بعضى از قصائدش لاء زائده را به كار برده است ( 1 ) .
هامش
( 1 )لا و ابيك ابنة العامر
لا يدعى القوم انى افر« سوگند به پدرت اى دختر » عامر « قوم هرگز نمىتواند ادعا كند كه من فرار مىكنم » .