يا اينكه نه پوست و گوشتى بر تن مىگذارد و نه استخوان را سالم مىگذارد ، بنا بر اين مفهوم آيه اين نيست كه به كلى مىسوزاند و نابود مىكند چرا كه اين معنى با آنچه در آيه 56 سوره نساء آمده سازگار نيست ، آنجا كه مىفرمايد : كُلَّما نَضِجَتْ جُلُودُهُمْ بَدَّلْناهُمْ جُلُوداً غَيْرَها لِيَذُوقُوا الْعَذابَ :
« هر زمان كه پوستهاى تن آنها مىسوزد پوستهاى ديگرى بر آن مىرويانيم تا مجازات الهى را بچشند » ! سپس به بيان وصف ديگرى از اين آتش سوزان قهر الهى پرداخته مىافزايد : « پوست تن را كاملا دگرگون مىسازد كه از فاصله بسيار دورى براى انسانها نمايان است » ( لواحة للبشر ) ( 1 ) .
آن چنان چهره را سياه و تاريك مىكند كه سياه تر از شب تاريك است :
« بشر » در اينجا جمع « بشره » به معنى ظاهر پوست تن است و نيز ممكن است به معنى انسانها بوده باشد ، و « لواحة » از ماده « لوح » گاه به معنى ظاهر و آشكار شدن آمده ، و گاه به معنى تغيير دادن و دگرگون ساختن .
بنا بر معنى اول ، تفسير آيه چنين مىشود : دوزخ از فاصله دورى براى انسانها نمايان مىگردد ، همانگونه كه در آيه 36 سوره نازعات آمده است ، وَبُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى « دوزخ براى بينندگان آشكار مىگردد » .
و بنا بر معنى دوم تفسير آيه چنين است : « دوزخ رنگ پوست تن را به كلى دگرگون مىسازد » و در آخرين آيه مورد بحث مىفرمايد : « نوزده نفر از فرشتگان عذاب
هامش
( 1 ) « لواحة » خبر مبتداى محذوفى است و در تقدير « هى لواحة » مىباشد .