« و سرانجام گفت : اين چيزى جز يك سحر جالب همانند آنچه از پيشينيان نقل شده ، نيست » ( * ( فَقالَ إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ يُؤْثَرُ ) * ) .
« اين فقط قول بشر است » و هيچ ارتباطى با وحى آسمانى ندارد ! ( * ( إِنْ هذا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ ) * ) .
و به اين ترتيب آخرين سخن خود را بعد از مطالعه مكرر و تفكر شيطانى و براى مبارزه با قرآن اظهار داشت ، و با تمام شيطنتى كه اين مغز متفكر عصر جاهليت و شرك به خرج داد با اين سخنش مدح و تمجيد فوق العاده اى از قرآن كرد بىآنكه خودش بداند ، او نشان داد قرآن جاذبه فوق العاده اى دارد كه قلب هر انسانى را تسخير مىكند ، و به گفته او تاثير سحرانگيزى در آن است كه دلها را مسحور مىسازد ، و از آنجا كه قرآن هيچ شباهتى به سحر ساحران نداشت ، بلكه سخنانى بود منطقى و موزون و حساب شده اين خود دليل بر آن بود كه قول بشر نيست و از يك وحى آسمانى ، از جهان ما وراء طبيعت ، از علم بىپايان خداوند ، سرچشمه گرفته ، كه همه زيبائيها را توأم با انسجام و استحكام در خود جمع كرده است .
« عبس » از ماده عبوس ( بر وزن جلوس ) به معنى در هم كشيدن چهره است ، و عبوس ( بر وزن مجوس ) به معنى كسى است كه داراى اين صفت است .
« بسر » از ماده « بسور » و « بسر » ( بر وزن نصر ) گاه به معنى عجله كردن در انجام كارى قبل از فرارسيدن وقت آن است ، و گاه به معنى درهم كشيدن صورت و دگرگون ساختن چهره .
در آيه مورد بحث اگر معنى دوم مراد باشد هماهنگ با جمله « عبس » مىشود
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 230
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٣٠