هنگامى كه غارتگران لشكر شام مرزهاى عراق را مورد تاخت و تاز خود قرار دادند و خبر به گوش على ع رسيد سخت ناراحت شد ، خطبه اى خواند و چنين فرمود :
ايها الناس المجتمعة ابدانهم المختلفة اهواؤهم ، كلامكم يوهى الصم الصلاب ، و فعلكم يطمع فيكم الاعداء ، تقولون فى المجالس كيت و كيت ، فاذا جاء القتال قلتم حيدى حياد ! :
على ع در اين گفتار كه از سوز دل مباركش حكايت مىكند به مردم عراق مىگويد : « اى مردمى كه بدنهايتان جمع و دلها و افكارتان پراكنده است ، سخنان داغ شما سنگهاى سخت را درهم مىشكند ، ولى اعمال سست شما دشمنانتان را به طمع وا مىدارد ، در مجالس و محافل چنين و چنان مىگوئيد و اما به هنگام پيكار فرياد مىزنيد كه اى جنگ از ما دور شو » ( 1 ) .
در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم كه فرمود :
يعنى بالعلماء من صدق فعله قوله ، و من لم يصدق فعله قوله فليس بعالم :
« عالم كسى است كه عملش ، گفتارش را تصديق كند ، و هر كس عملش گفتارش را تصديق نكند ، عالم نيست » ( 2 ) .
يكى از شعراى معاصر سرنوشت ملتهايى را كه اهل سخنند و نه اهل عمل ، و به همين دليل هميشه اسير چنگال دشمنانند در داستان زيبايى كه از زبان بلبل و باز شكارى مطرح كرده مجسم ساخته است :
دوش مىگفت بلبلى با باز
كز چه حال تو خوشتر است از من !
تو كه زشتى و بد عبوس و مهيب
تو كه لالى و گنگ و بسته دهن !
مست و آزاد روى دست شهان
با دو صد ناز مىكنى مسكن !
هامش
( 1 ) « نهج البلاغه » خطبه 29 .
( 2 ) اصول كافى جلد اول ( باب صفة العلماء حديث 2 ) .