اينجا بود كه پيامبر ص خنديد و هند را شناخت فرمود تويى هند ؟
عرض كرد : آرى اى پيامبر خدا ! گذشته را ببخش خدا تو را ببخشد ! .
پيامبر ص ادامه داد : « و آلوده زنا نشويد » .
هند از روى تعجب گفت : « مگر زن آزاده هرگز چنين عملى انجام مىدهد » ؟ ! بعضى از حاضران كه در جاهليت وضع او را مىدانستند از اين سخن خنديدند ، زيرا سابقه هند بر كسى مخفى نبود .
باز پيامبر ص ادامه داد و فرمود : و فرزندان خود را به قتل نرسانيد » .
هند گفت : « ما در كودكى آنها را تربيت كرديم ، ولى هنگامى كه بزرگ شدند شما آنها را كشتيد ! و شما و آنها خود بهتر مىدانيد » ( منظورش فرزندش « حنظله » بود كه روز بدر به دست على ع كشته شده بود ) .
پيامبر ص از اين سخن تبسم كرد ، و هنگامى كه به اين جمله رسيد كه فرمود : « بهتان و تهمت روا مداريد » هند افزود بهتان قبيح است ، و تو ما را جز به صلاح و خير و مكارم اخلاق دعوت نمىكنى » .
و هنگامى كه فرمود : « بايد در تمام كارهاى نيك فرمان مرا اطاعت كنيد » هند افزود « ما در اينجا ننشستهايم كه در دل قصد نافرمانى تو داشته باشيم » ( در حالى كه مسلما مطلب چنين نبود ولى طبق تعليمات اسلام پيامبر ص موظف بود اين اظهارات را بپذيرد ) ( 1 ) .
3 - اطاعت در معروف
از نكتههاى جالبى كه از آيه فوق استفاده مىشود اين است كه اطاعت از
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 9 صفحه 276 « قرطبى » نيز در تفسيرش همين داستان را با تفاوت مختصرى آورده است ، و همچنين « سيوطى » در « در المنثور » و « ابو الفتوح » در تفسير « روح الجنان » ( ذيل آيات مورد بحث ) .