سپس در آيه بعد به ذكر نتيجه و جواب اين سوگند بزرگ و بىنظير پرداخته مىفرمايد « اين قرآن گفتار رسول بزرگوارى است » ( * ( إِنَّه لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ ) * ) منظور از « رسول » در اينجا بدون شك پيغمبر گرامى اسلام ص است نه جبرائيل ، چرا كه آيات بعد به وضوح به اين معنى گواهى مىدهد .
و اينكه مىگويد « اين گفتار رسول بزرگوارى است » با اينكه مىدانيم قرآن گفته خدا است به اين جهت است كه پيامبر ص ابلاغ كننده آن مىباشد به خصوص اينكه روى عنوان « رسالت » او تكيه شده ، و مىدانيم آنچه را رسول مىآورد گفتار فرستنده او است ، هر چند بر زبان رسول جارى و از لبهاى مبارك او شنيده مىشود .
سپس مىافزايد « اين گفته شاعرى نيست ، اما كمتر ايمان مىآوريد » ( * ( وَما هُوَ بِقَوْلِ شاعِرٍ قَلِيلًا ما تُؤْمِنُونَ ) * ) ( 1 ) .
« و قول كاهنى نيز نمىباشد هر چند كمتر متذكر مىشويد » ( * ( وَلا بِقَوْلِ كاهِنٍ قَلِيلًا ما تَذَكَّرُونَ ) * ) .
در حقيقت اين دو آيه نفى نسبتهاى ناروايى است كه مشركان و مخالفان به پيامبر ص مىدادند ، گاه مىگفتند او شاعر است و اين آيات شعر او است ، و گاه مىگفتند : او كاهن است و اينها كهانت ، چرا كه كاهنان كسانى بودند
هامش
( 1 ) « قليلا » در اين آيه و آيه بعد صفت « مفعول مطلق » محذوفى است ، و « ما » زائده است و در تقدير چنين است : ( تؤمنون ايمانا قليلا ) .