بيشتر طبخ كند تا به مسكينان نيز بدهد ، و بعد مىگفت : « نصف آن زنجير را با ايمان به خدا از تن خود بيرون آورديم ، و نصف ديگرش را با اطعام بيرون مىكنيم » ( 1 ) .
سپس مىافزايد : « چون عقيده و عمل او چنين بود امروز در اينجا يار مهربانى ندارد » ( * ( فَلَيْسَ لَه الْيَوْمَ هاهُنا حَمِيمٌ ) * ) .
« و نه طعامى جز از چرك و خون » ( * ( وَلا طَعامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ ) * ) .
قابل توجه اينكه « جزا » و « عمل » آنها كاملا با هم متناسبند ، به خاطر قطع پيوند با خالق ، در آنجا دوست گرم و صميمى ندارند ، و به خاطر ترك اطعام مستمندان ، غذايى جز چرك و خون از گلوى آنها پائين نمىرود ، چرا كه آنها سالها لذيذترين طعامها را مىخوردند در حالى كه بىنوايان جز خوندل طعامى نداشتند .
« راغب » در « مفردات » مىگويد : « غسلين » به معنى آبى است كه از شستشوى بدن كفار در دوزخ فرو مىريزد ، ولى معروف اين است كه منظور چرك و خونى است كه از بدن دوزخيان فرو مىريزد ، و شايد منظور راغب نيز همين باشد ، و تعبير به « طعام » نيز مناسب همين معنى است .
در اينجا سؤالى مطرح مىشود و آن اينكه در آيه 6 سوره غاشيه آمده است : لَيْسَ لَهُمْ طَعامٌ إِلَّا مِنْ ضَرِيعٍ : « آنها غذايى جز » ضريع « ندارند » و « ضريع » را به نوعى « خار » تفسير كردهاند ، و در آيه 43 - 44 سوره « دخان » مىخوانيم إِنَّ شَجَرَةَ الزَّقُّومِ طَعامُ الأَثِيمِ : « درخت زقوم طعام
هامش
( 1 ) « روح المعانى » جلد 29 صفحه 51 .