« من يقين داشتم كه رستاخيزى در كار است ، و من به حساب اعمالم مىرسم » ( * ( إِنِّي ظَنَنْتُ أَنِّي مُلاقٍ حِسابِيَه ) * ) ( 1 ) .
« ظن » در اين گونه موارد به معنى « يقين » است ، او مىخواهد بگويد :
آنچه نصيب من شده به خاطر ايمان به چنين روزى است ، و راستى هم همين است ايمان به حساب و كتاب به انسان روح تقوى و پرهيزگارى مىبخشد و تعهد و احساس مسئوليت در او ايجاد مىكند ، و مهمترين عامل تربيت انسان است .
در آيات بعد گوشه اى از پاداشهاى چنين كسانى را بيان كرده ، مىفرمايد :
« او در يك زندگى كاملا رضايتبخش قرار خواهد داشت » ( * ( فَهُوَ فِي عِيشَةٍ راضِيَةٍ ) * ) ( 2 ) .
گرچه با همين يك جمله همه گفتنىها را گفته است ، ولى براى توضيح بيشتر مىافزايد : « او در بهشتى بلند مرتبه قرار دارد » ( * ( فِي جَنَّةٍ عالِيَةٍ ) * ) .
بهشتى كه آن قدر رفيع و و الا است كه هيچكس مانند آن را نديده و نشنيده و حتى تصور نكرده است .
هامش
( 1 ) « ها » در « حسابيه » « هاء استراحت » يا « هاء سكت است » و معنى خاصى ندارد همانگونه كه در « كتابيه » نيز چنين است .
( 2 ) با اينكه « رضايت و خشنودى » صفتى است براى صاحبان اين زندگى ، ولى در آيه فوق آن را صفتى براى خود زندگى قرار داده ، و اين نهايت تاكيد را افاده مىكند ، يعنى نوعى از زندگى است كه سراسر رضايت و خشنودى مىباشد .