به هر حال در اينكه آيا چشم زخم از نظر اسلامى و از نظر علوم روز واقعيت دارد يا نه ؟ در بحث نكات به خواست خدا سخن خواهيم گفت .
و سرانجام در آخرين آيه مىافزايد : « اين قرآن چيزى جز مايه بيدارى و تذكر براى جهانيان نيست » ( * ( وَما هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِلْعالَمِينَ ) * ) .
معارفش روشنگر ، انذارهايش آگاه كننده ، مثالهايش پرمعنى ، تشويقها و بشارتهايش روحپرور ، و در مجموع مايه ، بيدارى خفتگان و يادآورى غافلان است ، با اين حال چگونه مىتوان نسبت جنون به آورنده آن داد ؟
مطابق اين تفسير « ذكر » ( بر وزن فكر ) در اينجا به معنى « يادآورى » است ، ولى بعضى از مفسران آن را به معنى « شرف » تفسير كردهاند ، و گفتهاند اين قرآن شرافتى است براى تمام جهانيان ، شبيه چيزى كه در آيه 44 سوره زخرف آمده كه مىفرمايد : وَإِنَّه لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ « قرآن مايه شرف و آبرو براى تو و قوم تو است » ولى همانگونه كه در ذيل آيه مزبور نيز گفتيم « ذكر » در آنجا هم به معنى يادآورى و آگاهىبخشى است ، و اصولا يكى از نامهاى قرآن مجيد همان « ذكر » است ، بنا بر اين تفسير اول صحيحتر به نظر مىرسد .
نكته : آيا چشم زدن واقعيت دارد ؟
بسيارى از مردم معتقدند در بعضى از چشمها اثر مخصوصى است كه وقتى از روى اعجاب به چيزى بنگرند ممكن است آن را از بين ببرد ، يا درهم بشكند ، و اگر انسان است بيمار يا ديوانه كند .