به هر حال صاحبان باغ به گمان اينكه درختهاى پربارشان آماده براى چيدن ميوه است « در آغاز صبح يكديگر را صدا زدند » ( * ( فَتَنادَوْا مُصْبِحِينَ ) * ) ( 1 ) .
و گفتند : « به سوى كشتزار و باغستان خود حركت كنيد ، اگر مىخواهيد ميوههاى خود را بچينيد » ! ( * ( أَنِ اغْدُوا عَلى حَرْثِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صارِمِينَ ) * ) :
« اغدوا » از ماده « غدوة » به معنى اول روز است ، و لذا به غذايى كه در آغاز روز خورده مىشود ( صبحانه ) « غداء » مىگويند ( هر چند در تعبيرات عربى روزمره كنونى « غداء » به ناهار گفته مىشود ) .
به اين ترتيب « آنها به سوى باغشان حركت كردند در حالى كه آهسته با هم سخن مىگفتند » ( * ( فَانْطَلَقُوا وَهُمْ يَتَخافَتُونَ ) * ) .
« كه مواظب باشيد امروز حتى يك فقير وارد بر شما نشود » ! ( * ( أَنْ لا يَدْخُلَنَّهَا الْيَوْمَ عَلَيْكُمْ مِسْكِينٌ ) * ) .
و چنان آهسته سخن مىگفتند كه صداى آنها به گوش كسى نرسد ، مبادا مسكينى خبردار شود ، و براى خوشه چينى ، يا گرفتن مختصرى ميوه براى سير كردن شكم خود ، به سراغ آنها برود ! چنين به نظر مىرسد كه به خاطر سابقه اعمال نيك پدر ، جمعى از فقرا همه سال در انتظار چنين ايامى بودند كه ميوه چينى باغ شروع شود و بهره اى
هامش
( 1 ) « تنادوا » « راغب » در « مفردات » مىگويد : اصل « نداء » از « ندى » ( بر وزن عنا ) به معنى رطوبت گرفته شده ، زيرا معروف است كسانى كه دهانشان رطوبت كافى دارد به راحتى سخن مىگويند ، و كلامى فصيح ( و صدايى رسا ) دارند .