سوگند ياد كردند كه ميوههاى باغ را صبحگاهان ( دور از انظار مستمندان ) بچينند .
18 - و هيچ از آن استثنا نكنند .
19 - اما عذابى فراگير ( شبانه ) بر تمام باغ آنها فرود آمد در حالى كه همه در خواب بودند .
20 - و آن باغ سرسبز همچون شب سياه و ظلمانى شد .
21 - صبحگاهان يكديگر را صدا زدند .
22 - كه به سوى كشتزار و باغ خود حركت كنيد اگر قصد چيدن ميوهها را داريد .
23 - آنها حركت كردند در حالى كه آهسته با هم مىگفتند .
24 - مواظب باشيد امروز حتى يك فقير وارد بر شما نشود ! 25 - آنها صبحگاهان تصميم داشتند كه با قدرت از مستمندان جلوگيرى كنند .
تفسير : داستان عبرتانگيز « * ( أَصْحابَ الْجَنَّةِ ) * »
به تناسب بحثى كه در آيات گذشته پيرامون ثروتمندان خودخواه و مغرور بود كه بر اثر فزونى مال و فرزندان پشتپا به همه چيز مىزنند ، در اين آيات داستانى را در باره عده اى از ثروتمندان پيشين كه داراى باغ خرم و سرسبزى بودند ، و سرانجام بر اثر خيره سرى نابود شدند ذكر مىكند ، داستانى به نظر مىرسد در آن عصر در ميان مردم معروف بوده ، و به همين دليل به آن استشهاد شده است .
نخست مىفرمايد : « ما آنها را آزموديم همانگونه كه صاحبان باغ را آزمايش كرديم » ( * ( إِنَّا بَلَوْناهُمْ كَما بَلَوْنا أَصْحابَ الْجَنَّةِ ) * ) .
در اينكه باغ كجا بوده ؟ در سرزمين يمن در نزديكى شهر بزرگ صنعاء ؟
يا در سرزمين حبشه ؟ يا در ميان بنى اسرائيل در سرزمين شام ؟ و يا طائف ؟ گفتگو