گرفته شده ، و در اين گونه موارد به معنى نرمش و انعطاف به خرج دادن است .
و معمولا اين تعبير در مورد انعطافهاى مذموم و منافقانه به كار مىرود .
سپس بار ديگر از اطاعت آنها نهى كرده و صفات نه گانه مذمومى را كه هر يك به تنهايى مىتواند مانع اطاعت و تبعيت گردد ، برمىشمرد ، مىفرمايد :
« اطاعت از هر كس كه بسيار سوگند ياد مىكند و پست است مكن » ( * ( وَلا تُطِعْ كُلَّ حَلَّافٍ مَهِينٍ ) * ) .
« حلاف » به كسى مىگويند كه بسيار قسم مىخورد ، و براى هر كار كوچك و بزرگى سوگند ياد مىكند ، و معمولا اين گونه افراد در سوگندهاى خويش صادق نيستند .
« مهين » از « مهانت » به معنى حقارت و پستى است و بعضى آن را به معنى افراد كم فكر يا دروغگو يا شرور تفسير كردهاند .
سپس مىافزايد : « كسى كه بسيار عيبجو و سخنچين است » ( * ( هَمَّازٍ مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ ) * ) .
« هماز » از ماده « همز » ( بر وزن طنز ) به معنى غيبت كردن و عيبجويى نمودن است .
« * ( مَشَّاءٍ بِنَمِيمٍ ) * » كسى است كه براى بر هم زدن و افساد در ميان مردم و ايجاد خصومت و دشمنى رفت و آمد مىكند ( بايد توجه داشت كه اين هر دو وصف به صورت صيغه مبالغه آمده كه از نهايت اصرار آنها در اين كارهاى زشت حكايت مىكند ) .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 385
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٨٥