( * ( يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَالْمُنافِقِينَ وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَمَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِيرُ ) * ) .
اين جهاد در مورد كفار ممكن است به صورت مسلحانه يا غير مسلحانه بوده باشد ، ولى در مورد منافقان بدون شك جهاد مسلحانه نيست ، زيرا در هيچ تاريخى نقل نشده كه پيامبر ص با منافقان پيكار مسلحانه كرده باشد ، لذا در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم كه فرمود :
ان رسول اللَّه لم يقاتل منافقا قط انما كان يتالفهم
: « رسول خدا هرگز با منافقى جنگ نكرد ، بلكه پيوسته در تاليف قلوب آنها مىكوشيد » ( 1 ) .
بنا بر اين مراد از جهاد با آنها همان توبيخ و سرزنش و تهديد و انذار و رسوا ساختن آنها ، و يا در بعضى از موارد تاليف قلوب آنها است ، چه اينكه « جهاد » معنى وسيع و گسترده اى دارد ، و هر گونه تلاش و كوشش را شامل مىشود ، تعبير به « * ( وَاغْلُظْ عَلَيْهِمْ ) * » ( بر آنها سخت بگير و خشونت كن ) نيز اشاره به خشونت در سخن و افشاگرى و تهديد و مانند آن است .
اين وضع خاص در مقابل منافقان ، با اينكه آنها خطرناكترين دشمن اسلام بودند ، به خاطر اين بود كه آنها ظاهرا دم از اسلام مىزدند ، و با مسلمانان كاملا آميزش داشتند ، لذا ممكن نبود همچون يك كافر با آنها رفتار كرد .
البته اين در صورتى بود كه آنها دست به اسلحه نبرند و اگر اين كار را مىكردند مسلما با آنها مقابله به مثل مىشد ، زيرا در اين صورت عنوان « محارب » به خود مىگرفتند .
گرچه اين مساله در عصر پيامبر ص واقع نشد ولى بعد از او مخصوصا در عصر امير مؤمنان ع روى داد ، و او با منافقان مسلح به نبرد برخاست .
بعضى گفتهاند منظور از « جهاد با منافقان » در آيه فوق اجراى حدود
هامش
( 1 ) « مجمع البيان » جلد 10 صفحه 319 .