طريق اطاعت خدا سير مىكند نيز تفسير كردهاند ) ( 1 ) .
اين نيز قابل توجه است كه قرآن روى باكره و غير باكره بودن زن تكيه نكرده ، و براى آن اهميتى قائل نشده ، زيرا در مقابل اوصاف معنوى كه ذكر شد اين مساله اهميت چندانى ندارد .
2 - منظور از « * ( صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ) * » كيست ؟
بدون شك « * ( صالِحُ الْمُؤْمِنِينَ ) * » معنى وسيعى دارد كه همه مؤمنان صالح و با تقوا و كامل الايمان را شامل مىشود ، هر چند صالح در اينجا مفرد است ، و نه جمع ولى چون معنى جنسى دارد از آن عموميت استفاده مىشود ( 2 ) .
اما در اينكه مصداق اتم و اكمل آن در اينجا كيست ؟ از روايات متعددى استفاده مىشود كه منظور « امير مؤمنان » على ع است .
در حديثى از امام باقر ع مىخوانيم :
لقد عرف رسول اللَّه ( ص ) عليا ( ع ) اصحابه مرتين : اما مرة فحيث قال : « من كنت مولاه فعلى مولاه » و اما الثانية فحيث نزلت هذه الاية : « * ( فَإِنَّ اللَّه هُوَ مَوْلاه وَجِبْرِيلُ وَصالِحُ الْمُؤْمِنِينَ . . . ) * »
اخذ رسول اللَّه ( ص ) بيد على ( ع ) فقال : ايها الناس هذا صالح المؤمنين ! ! :
« رسول خدا دو بار على ع را ( با صراحت ) به يارانش معرفى كرده
هامش
( 1 ) « سائح » از ماده « سياحت » در اصل به جهانگردانى مىگفتند كه بدون زاد و توشه راه مىافتادند ، و با كمكهاى مردم زندگى مىكردند ، و از آنجا كه روزه دار از غذا امساك مىكند تا وقت افطار فرا رسد ، و از اين نظر شبيه سياحت كنندگان است ، اين واژه به شخص « صائم » اطلاق شده است .
( 2 ) بعضى « صالح » را در اينجا جمع دانسته و گفتهاند نظر به اينكه واو « صالحوا » به هنگام اضافه حذف مىشود در رسم الخط قرآن نيز نيامده است ، ولى اين معنى بعيد به نظر مىرسد .