با توجه به اين مقدمه به تفسير آيات باز مىگرديم :
نخستين سخنى را كه قرآن در اينجا در باره منافقان مطرح مىكند همان اظهار ايمان دروغين آنها است كه پايه اصلى نفاق را تشكيل مىدهد ، مىفرمايد :
« هنگامى كه منافقان نزد تو مىآيند مىگويند ما شهادت مىدهيم كه حتما تو رسول خدايى » ! ( * ( إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّه ) * ) ( 1 ) .
سپس قرآن مىافزايد « خداوند مىداند كه تو فرستاده او هستى ، ولى خداوند گواهى مىدهد كه منافقان دروغگو هستند » ( * ( وَاللَّه يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُه وَاللَّه يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ ) * ) .
و از اينجا نخستين نشانه نفاق ، روشن مىشود و آن دوگانگى ظاهر و باطن است كه با زبان مؤكدا اظهار ايمان مىكنند ، ولى در دل آنها مطلقا خبرى از ايمان نيست ، اين دروغگويى و كذب ، اين دوگانگى درون و برون محور اصلى نفاق را تشكيل مىدهد .
قابل توجه اينكه : صدق و كذب بر دو گونه است ، صدق و كذب خبرى ، صدق و كذب « مخبرى » ، در قسم اول ، معيار ، موافق و مخالف واقع بودن است در حالى كه در قسم دوم ، موافقت و مخالفت با اعتقاد ، مطرح مىباشد ، به اين معنى كه اگر انسان ، خبرى مىدهد كه مطابق با واقع است ، ولى بر خلاف عقيده او ، آن را كذب ( مخبرى ) مىناميم ، و اگر موافق عقيده او است ، صدق .
روى اين حساب ، شهادت منافقان به رسالت پيامبر اسلام ص از نظر
هامش
( 1 ) در اينجا « ان » به صورت مكسور ذكر شده ، اين به خاطر آن است كه لام تاكيد بر سر خبر آمده و در چنين صورتى در تقدير ، مقدم است ( البيان فى غريب اعراب القرآن ) .