معنوى پروردگار در قيامت رخ مىدهد هنگامى كه حجابهاى عالم دنيا كنار رفت ، و غبارهاى شهوات و هوسها فرو نشست ، پردهها برداشته مىشود ، و انسان با چشم دل جمال دلآراى محبوب را مىبيند ، و بر بساط قربش گام مىنهد ، و به مصداق « فِي مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِيكٍ مُقْتَدِرٍ » به حريم دوست راه مىيابد .
اگر شما راست مىگوئيد و دوست خاص او هستيد پس چرا اين قدر به زندگى دنيا چسبيدهايد ؟ ! چرا اين قدر از مرگ وحشت داريد ؟ اين دليل بر اين است كه شما در اين ادعاى خود صادق نيستيد .
قرآن همين معنى را به تعبير ديگرى در سوره بقره آيه 96 بازگو كرده است مىگويد : وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلى حَياةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَما هُوَ بِمُزَحْزِحِه مِنَ الْعَذابِ أَنْ يُعَمَّرَ وَاللَّه بَصِيرٌ بِما يَعْمَلُونَ : « آنها را حريصترين مردم بر زندگى اين دنيا مىيابى ، حتى حريصتر از مشركان ، تا آنجا كه هر يك از آنها دوست دارد هزار سال عمر كند ، در حالى كه اين عمر طولانى او را از عذاب الهى باز نخواهد داشت و خداوند به اعمال آنها بينا است » ! سپس به دليل اصلى وحشت آنها از مرگ اشاره كرده مىافزايد : « آنها هرگز آرزوى مرگ نمىكنند به خاطر اعمالى كه از پيش فرستادهاند » ( * ( وَلا يَتَمَنَّوْنَه أَبَداً بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ ) * ) .
ولى « خداوند ظالمان را به خوبى مىشناسد » ( * ( وَاللَّه عَلِيمٌ بِالظَّالِمِينَ ) * ) .
در حقيقت ترس انسان از مرگ به خاطر يكى از دو عامل است : يا به زندگى بعد از مرگ ايمان ندارد ، و مرگ را هيولاى فنا و نيستى و ظلمتكده عدم مىپندارد ، و طبيعى است كه انسان از نيستى و عدم بگريزد .
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 117
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١١٧