3 - مفاسد اخلاقى و اجتماعى ناشى از رهبانيت
انحراف از قوانين آفرينش هميشه واكنشهاى منفى به دنبال دارد ، بنا بر اين جاى تعجب نيست كه وقتى انسان از زندگى اجتماعى كه در نهاد و فطرت او است فاصله بگيرد گرفتار عكس العملهاى منفى شديد مىشود ، لذا رهبانيت به حكم اينكه بر خلاف اصول فطرت و طبيعت انسان است مفاسد زيادى به بار مىآورد از جمله :
1 - رهبانيت با روح مدنى بالطبع بودن آدمى مىجنگد و جوامع انسانى را به انحطاط و عقبگرد مىكشاند .
2 - رهبانيت نه تنها سبب كمال نفس و تهذيب روح و اخلاق نيست . بلكه منجر به انحرافات اخلاقى ، تنبلى ، بدبينى ، غرور ، عجب و خود برتربينى و مانند آن مىشود ، و به فرض كه انسان بتواند در حال انزوا به فضيلت اخلاقى برسد فضيلت محسوب نمىشود ، فضيلت آن است كه انسان در دل اجتماع بتواند خود را از آلودگيهاى اخلاقى برهاند .
3 - ترك ازدواج كه از اصول رهبانيت است نه فقط كمالى نمىآفريند بلكه موجب پيدايش عقدهها و بيماريهاى روانى مىگردد .
در دائرة المعارف قرن بيستم مىخوانيم : « بعضى از رهبانها تا آن اندازه توجه به جنس زن را عمل شيطانى مىدانستند كه حاضر نبودند حيوان ماده اى را به خانه ببرند ! مبادا روح شيطانى آن به روحانيت آنها صدمه بزند » ! ! اما با اينحال تاريخ فجايع زيادى را از ديرها به خاطر دارد ، تا آنجا كه به گفته « ويل دورانت » پاپ انيوسان « سوم يكى از ديرها را به عنوان فاحشه خانه توصيف كرد ! ( 1 ) .
هامش
( 1 ) ويل دورانت جلد 13 صفحه 443 .