يكى ديگر از اهداف بزرگ اين برنامه بوده است .
تعبير به « يارى خداوند » مسلما به معنى يارى دين و آئين و نمايندگان او و بسط آئين حق و قسط و عدل است ، و گرنه خداوند نيازى به يارى كسى ندارد ، و همگان به او نيازمندند ، لذا براى اثبات همين معنى آيه را با اين جمله پايان مىدهد كه « خداوند قوى و شكست ناپذير است » ( * ( إِنَّ اللَّه قَوِيٌّ عَزِيزٌ ) * ) .
براى او ممكن است با يك اشاره همه جهان را زير و رو كند و تمامى دشمنان را نابود و اوليائش را پيروز گرداند ، ولى هدف اصلى كه تربيت و تكامل انسانهاست از اين طريق حاصل نمىگردد ، لذا آنها را دعوت به يارى آئين حق كرده است .
نكتهها :
1 - قلمرو « منطق » و « زور » !
آيه فوق ترسيم گويايى از چهره اسلام در زمينه تعليم و تربيت ، و گسترش عدل و داد ، و اجراى قسط در جامه انسانى است .
نخست از « بينات » و دلائل روشن و « كتب آسمانى » و « معيار سنجش ارزشها ، و بيان احكام و قوانين » كمك مىگيرد ، يعنى پايه را بر انقلاب فكرى و فرهنگى مىگذارد ، و از عقل و منطق استمداد مىجويد .
اما اگر اينها مؤثر نيفتاد و كار به بن بست كشيد ، يعنى زورمندان قلدرى پيدا شدند كه نه در برابر بينات سر تسليم فرود مىآورند و نه براى كتاب و ميزان ارزشى قائلند ، در اينجا نوبت به « حديد » كه در آن « باس شديد » است مىرسد ، و با سلاح بر مغز اين گردنكشان مىكوبند تا در برابر قسط و عدل تسليم شوند ، و البته از يارى مردم با ايمان در اين مسير كمك گرفته مىشود .
و اينكه در حديثى از رسول خدا ص نقل شده كه فرمود :
بعثت بالسيف بين يدى الساعة ، حتى يعبد اللَّه وحده لا شريك له و جعل رزقى تحت ظل