گفت : بلى ، اين دو بيت را گفتهام :
لا و الذى انا عبد من خلائقه
و المرء فى الدهر نصب الرزء و المحن
ما سرنى ان ابلى فى مباركها
و ما جرى من قضاء اللَّه لم يكن !
« سوگند به آن كس كه من بنده اى از مخلوقات او هستم - كه انسان در دنيا هدف مصائب و محنتها است » .
« اگر شترانم در خوابگاه خود بودند - و اين قضاى الهى كه اتفاق افتاد رخ نمىداد خوشحال نمىشدم » ( من تنها به رضاى او راضيم و هر چه او خواسته است همان را مىپسندم ) ( 1 ) .
آخرين آيه مورد بحث توضيح و تفسيرى است بر آنچه در آيه قبل آمده و در حقيقت مختال فخور ( متكبر فخرفروش ) را معرفى مىكند ، مىفرمايد :
« آنها كسانى هستند كه بخل مىورزند و مردم را نيز به بخل دعوت مىكنند » ( * ( الَّذِينَ يَبْخَلُونَ وَيَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ ) * ) ( 2 ) .
آرى لازمه دلبستگى شديد به مواهب دنيا تكبر و غرور است ، و لازمه تكبر و غرور بخلكردن ، و دعوت ديگران به بخل است ، اما بخل كردن به اين دليل كه سرمايه كبر و غرور خود را اين اموال مىداند ، و هرگز نمىخواهد آن را از دست دهد ، و اما دعوت ديگران به بخل براى اين است كه اولا اگر ديگران سخاوتمند باشند او رسوا مىشود ، و ثانيا چون بخل را دوست دارد مبلغ چيزى است كه به آن عشق مىورزد !
هامش
( 1 ) « تفسير ابو الفتوح رازى » جلد 11 صفحه 53 - نظير همين معنا را تفسير روح البيان در جلد 9 صفحه 376 آورده است .
( 2 ) « الذين . . . » بدل از « * ( كُلَّ مُخْتالٍ فَخُورٍ ) * » است ( تفسير كشاف ذيل آيات مورد بحث ) ضمنا بايد توجه داشت كه در بدل و مبدل منه تطابق در معرفه و نكره شرط نيست .