مقدمه اى براى بازگشت همه چيز به سوى او است كه اين هر دو لازمه مالكيت خداوند نسبت به آسمانها و زمين است .
تعبير به « الامور » به صيغه جمع نشان مىدهد كه نه تنها انسانها كه همه موجودات به سوى او در حركتند حركتى دائم و توقف ناپذير ! بنا بر اين مفهوم آيه منحصر به بازگشت انسانها در آخرت به او نيست ، هر چند موضوع معاد يكى از مصاديق روشن آن محسوب مىشود .
در آخرين آيه مورد بحث به دو وصف ديگر نيز اشاره كرده مىفرمايد :
« او شب را در روز ، و روز را در شب داخل مىكند » ( * ( يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَيُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ ) * ) ( 1 ) .
آرى تدريجا از يكى مىكاهد و به ديگرى مىافزايد و طول شب و روز را در سال تغيير مىدهد ، همان تغييرى كه همراه با فصول چهارگانه سال است با تمام بركاتى كه براى انسانها در اين فصول نهفته است .
اين آيه تفسير ديگرى نيز دارد و آن اينكه به هنگام طلوع و غروب آفتاب هرگز تغيير نظام نور و ظلمت دفعة رخ نمىدهد تا براى انسانها و موجودات زنده ديگر موجب انواع مشكلات گردد ، بلكه اين امر به صورت تدريجى رخ مىدهد ، و موجودات را آرام آرام از روشنايى روز به تاريكى شب و از تاريكى شب به روشنايى روز منتقل مىسازد ، و فرا رسيدن شب و روز را از مدتى قبل اعلام مىدارد تا همگان خود را آماده كنند .
جمع ميان دو تفسير در مفهوم آيه نيز كاملا ممكن است .
هامش
( 1 ) « يولج » از ماده « ايلاج » و آن هم از ماده « ولوج » گرفته شده است ، « ولوج » به معنى داخل شدن و نفوذ كردن و « ايلاج » به معنى داخل كردن و نفوذ دادن است .