تسبيح گوى « ( * ( فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ ) * ) .
معروف در ميان مفسران اين است كه « حق اليقين » از قبيل اضافه بيانيه است يعنى آنچه در باره اين سه گروه از مقربان و اصحاب اليمين و تكذيب كنندگان گفته شد عين واقعيت و حق و يقين است .
اين احتمال نيز وجود دارد كه چون يقين داراى مراتبى است ، مرحله عالى آن حق اليقين است ، يعنى يقين واقعى كامل و خالى از هر گونه شك و شبه و ريب ( 1 ) .
ضمنا از آنچه گفتيم معلوم شد « هذا » در اين آيه اشاره به احوال گروههاى سه گانه اى است كه قبلا ذكر شده ، بعضى نيز احتمال دادهاند كه به تمام محتواى سوره واقعه يا تمام قرآن اشاره باشد ، اما تفسير اول مناسبتر است .
اين نكته نيز قابل توجه است كه تعبير به « فسبح » « پس تسبيح كن » ( با فاء تفريع ) اشاره به اين حقيقت است كه آنچه در باره اين گروههاى سه گانه گفته شد عين عدالت است ، و بنا بر اين خداوندت را از هر گونه ظلم و بىعدالتى پاك و منزه بشمار ، و يا اينكه اگر مىخواهى به سرنوشت گروه سوم گرفتار نشوى او را از هر گونه شرك و بيعدالتى كه لازمه انكار قيامت است پاك و منزه بدان .
بسيارى از مفسران در ذيل آخرين آيه نقل كردهاند كه پس از نزول آن پيامبر فرمود : اجعلوها فى ركوعكم : « آن را در ركوع خود قرار دهيد » ( سبحان ربى العظيم بگوئيد ) و هنگامى كه سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الأَعْلَى نازل شد فرمود : اجعلوها فى سجودكم « آن را در سجده قرار دهيد » ( سبحان ربى الاعلى بگوئيد ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) مطابق اين تفسير اضافه « حق » به « يقين » براى اختصاص و تقييد است ، بعضى نيز آن را از قبيل اضافه موصوف به صفت دانستهاند و گفتهاند به معنى « اليقين الحق » است .
( 2 ) تفسير ابو الفتوح رازى ، روح المعانى ، روح البيان ، قرطبى ، در المنثور و تفسير مراغى ذيل آيه مورد بحث .