كه در انكار قيامت نيز اصرار ميورزيدند و پافشارى داشتند .
در اينجا دو مطلب قابل توجه است : نخست اينكه : هنگامى كه سخن از « اصحاب اليمين » و « مقربين » در ميان بود ، شرح اعمال و كارهايى را كه سبب آن پاداشها مىشد نداد ( جز اشاره كوتاهى كه در مورد مقربان بود ) اما هنگامى كه نوبت به « اصحاب الشمال » مىرسد ، در اين باره شرح كافى مىدهد تا هم اتمام حجتى باشد و هم بيان اين حقيقت كه آن مجازاتهاى دردناك با اصل عدالت كاملا سازگار است .
ديگر اين كه سه گناهى كه آيات سه گانه فوق به آن اشاره شده در حقيقت مىتواند اشاره به نفى اصول سه گانه دين از ناحيه اصحاب شمال باشد : در آخرين آيه تكذيب رستاخيز بود ، و در آيه دوم انكار توحيد ، و در آيه نخست كه سخن از « مترفين » مىگفت اشاره اى به تكذيب انبياء است ، زيرا همانگونه كه در آيه 23 زخرف مىخوانيم : وَكَذلِكَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَإِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ : اين گونه ما در هيچ شهر و آبادى پيامبرى قبل از تو نفرستاديم مگر اين كه مترفين آنها گفتند ما نياكان خود را بر آئينى يافتيم و به آثار آنها پايبنديم » .
تعبير به « ترابا و عظاما » ممكن است اشاره به اين باشد كه گوشتهاى ما تبديل به خاك و استخوانهاى ما برهنه مىشود ، با اين حال آفرينش جديد چگونه ممكن است ؟ و چون فاصله خاك از حيات نوين بيشتر است در آغاز ذكر شده است .
و عجب اينكه آنها صحنههاى معاد را با چشم خود در اين جهان مىديدند كه چگونه بسيارى از موجودات زنده مانند گياهان مىپوسند و خاك مىشوند و بار ديگر لباس حيات در تن مىكنند ، و اصولا كسى كه آفرينش نخستين را كرده است چگونه تكرار آن براى او مشكل است ، با اين حال آنها پيوسته
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 232
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٣٢