و بدترين نوع مرجان « مرجان سفيد » است كه به طور فراوان يافت مىشود ، و در ميان اين دو ، « مرجان سياه » قرار دارد .
« مرجان » نيز علاوه بر جنبه زينت استعمال طبى دارد ، و خواص زيادى براى آن ذكر كردهاند ، از جمله از آن داروهايى مىسازند كه براى تقويت قلب ، دفع سم افعى ، تقويت اعصاب ، معالجه اسهال ، و خونريزيهاى رحم ، بهره گيرى مىكنند ، و گفتهاند براى بيمارى صرع نيز مفيد است ( 1 ) .
ذكر اين نكته نيز لازم است كه بعضى از مفسران تصريح كردهاند كه لؤلؤ و مرجان تنها در آب شور پرورش مىكند و لذا در تفسير آيه « * ( يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَالْمَرْجانُ ) * » ( از آن دو لؤلؤ و مرجان بيرون مىآيد ) به زحمت افتادهاند ، و گفتهاند منظور يكى از آن دو است ( مانند آيه 31 زخرف ) .
ولى ما هيچ دليلى بر اين معنى نداريم ، بلكه بعضى تصريح كردهاند كه لؤلؤ و مرجان در آبهاى شيرين و شور هر دو يافت مىشود .
باز در ادامه همين بخش از نعمتها به مساله كشتيها كه در حقيقت بزرگترين و مهمترين وسيله حمل و نقل بشر در گذشته و حال بوده است اشاره كرده ، مىفرمايد : « براى خدا است كشتيهاى ساخته شده اى كه در دل دريا به حركت در مىآيند كه همچون كوهى هستند » ! ( * ( وَلَه الْجَوارِ الْمُنْشَآتُ فِي الْبَحْرِ كَالأَعْلامِ ) * ) .
« جوار » جمع « جاريه » توصيفى است براى « سفن » به معنى « كشتىها » كه به خاطر اختصار از عبارت حذف شده ، زيرا آنچه بيشتر مورد توجه است همين جريان و حركت كشتيهاست ، به همين جهت روى همين وصف تكيه شده است ( دقت كنيد ) .
هامش
( 1 ) دائرة المعارف فريد وجدى و كتب ديگر .