تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 516

مساهمون:

ص٥١٦
او بكشد كه در اصطلاح منطق آن را « جدل » مىگويند ، و الا نه دختر و پسر در منطق اسلام از نظر ارزش انسانى تفاوتى دارند ، و نه فرشتگان دختر و پسر دارند و نه اصلا آنها فرزندان خدا هستند ، و نه خدا اصولا فرزندى دارد ، اينها فرضياتى است بى پايه بر اساس فرضيه‌هاى بى پايه ديگر ، اما براى اثبات ضعف فكر و منطق اين خرافه پرستان بهترين پاسخ است . در آخرين آيه مورد بحث ، قرآن با قاطعيت مىگويد : « اينها فقط نامهايى است كه شما و پدرانتان بر آنها گذاشته‌ايد ( نامهايى بى محتوى و اسمهايى بى مسمى ) و هرگز خداوند دليل و حجتى بر آن نازل نكرده است » ( * ( إِنْ هِيَ إِلَّا أَسْماءٌ سَمَّيْتُمُوها أَنْتُمْ وَآباؤُكُمْ ما أَنْزَلَ اللَّه بِها مِنْ سُلْطانٍ ) * ) ( 1 ) . نه دليلى از عقل بر آن داريد ، و نه دليلى از طريق وحى الهى ، و جز يك مشت اوهام و خرافات و الفاظ تو خالى چيزى نيست . و در پايان مىافزايد : « آنها فقط از گمانهاى بى اساس و هواى نفس پيروى مىكنند » و اين موهومات همه زائيده پندار و هوا است ( * ( إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَما تَهْوَى الأَنْفُسُ ) * ) ( 2 ) . « در حالى كه هدايت از سوى پروردگارشان براى آنها آمده است » ( * ( وَلَقَدْ جاءَهُمْ مِنْ رَبِّهِمُ الْهُدى ) * ) . اما چشم مىبندند و به آن پشت مىكنند ، و در ظلمات اين اوهام غوطه ور مىشوند .
هامش
( 1 ) « سلطان » به معنى سلطه و غلبه است ، و به دلائل زنده و متقن « سلطان » گفته مىشود ، چرا كه مايه غلبه بر خصم است . ( 2 ) « ما » در « * ( ما تَهْوَى الأَنْفُسُ ) * » « موصوله » است ، اين احتمال نيز داده شده است كه « مصدريه » باشد ، و البته از نظر نتيجه چندان تفاوتى ندارد .