خداوند شديد القوى و پر قدرت او را تعليم فرمود ، در حالى كه او به صورت كامل و در حد اعتدال درآمد و در افق اعلى قرار گرفت ( 1 ) .
سپس نزديك شد ، و نزديكتر شد ، آن چنان كه ميان او و پروردگارش به اندازه دو قوس بيشتر نبود ، و در همين جا بود كه آنچه وحى كردنى بود خداوند به بنده اش وحى كرد .
و از آنجا كه براى جمعى اين شهود باطنى سنگين مىآمد تاكيد مىكند كه قلب پيامبر ص آنچه را ديده به حق و راستى ديده است و نبايد شما در برابر اين سخن با او به مجادله برخيزيد .
همانگونه كه گفتيم تفسير اين آيات به شهود باطنى پيامبر ص نسبت به خداوند صحيحتر و با روايات اسلامى موافقتر ، و براى پيامبر ص فضيلتى است برتر ، و مفهومى است لطيفتر ( و اللَّه اعلم بحقائق الامور ) ( 2 ) .
اين بحث را با حديثى از پيامبر ص و حديثى از على ع پايان مىدهيم .
از پيغمبر اكرم ص پرسيدند هل رأيت ربك ؟ : « آيا پروردگارت را هرگز ديده اى » ؟ ! در پاسخ فرمود : رأيته بفؤادى : « من او را با چشم دل ديدهام » ! ( 3 ) .
و در نهج البلاغه در صدر همان خطبه « ذعلب يمانى » آمده است كه از آن حضرت سؤال كرد : هل رأيت ربك يا امير المؤمنين ؟ ! « آيا هرگز پروردگارت را اى امير مؤمنان ديده اى » ؟ !
هامش
( 1 ) ضمير « فاستوى » و همچنين ضمير در « * ( هُوَ بِالأُفُقِ الأَعْلى ) * » ممكن است به پيامبر ( ص ) يا به ذات پاك خداوند برگردد .
( 2 ) اين نكته را نيز در اينجا اجمالا به خاطر داشته باشيد كه در مورد معراج و اينكه يك بار در عمر پيغمبر ( ص ) اتفاق افتاد ، يا دو بار ، در ميان دانشمندان گفتگو است ، و ممكن است آيات اشاره به دو شهود باطنى در دو معراج باشد .
( 3 ) « بحار الانوار » جلد 18 صفحه 287 ( ذيل مباحث معراج ) .