كه پيامبر اسلام ص در عين اينكه داراى مقام شهود بود ، در طول عمر مباركش دو مرتبه چنان اوج گرفت كه به مقام « شهود كامل » نائل گرديد .
يكى احتمالا در آغاز بعثت بود و ديگرى به هنگام معراج ، آن چنان به خدا نزديك شد و بر بساط قرب او گام گذاشت كه بسيارى از فاصلهها و حجابها برچيده شد ، مقامى كه حتى جبرئيل امين ، يعنى مقربترين فرشته الهى ، از وصول به آن عاجز بود .
روشن است تعبيراتى مانند « * ( فَكانَ قابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنى ) * » همه به صورت كنايه و بيان شدت قرب است ، و گرنه او با بندگانش فاصله مكانى ندارد ، تا با « قوس » و « زراع » سنجيده شود ، و نيز منظور از « رؤيت » در اين آيات رؤيت با چشم نيست بلكه همان شهود باطنى است .
در بحثهاى گذشته در تفسير « لقاء اللَّه » ( ملاقات پروردگار ) كه در آيات مختلف قرآن به عنوان يكى از مشخصات روز قيامت كرارا روى آن تكيه شده است گفتهايم كه اين ملاقات نيز - بر خلاف آنچه بعضى از كوته فكران پنداشتهاند - ملاقات حسى و مشاهده مادى نيست ، بلكه يك نوع شهود باطنى است هر چند در مراحل پائينتر است و هرگز به مرحله شهود اولياء و انبياء نمىرسد ، تا چه رسد به مرحله شهود كامل پيامبر ص در ليله معراج .
و با توجه به اين توضيح اشكالاتى كه پيرامون اين تفسير به نظر مىرسد بر طرف خواهد شد ، و اگر پاره اى از خلاف ظاهرها به حكم تنگى بيان و الفاظ ما از شرح اين مسائل ما وراء مادى در كار باشد در برابر اشكالاتى كه بر تفسير اول است ناچيز به نظر مىرسد .
با توجه به آنچه گفته شد مجددا مرورى بر آيات مورد بحث مىكنيم و مضمون آيات را از اين ديدگاه بررسى مىنمائيم :
طبق اين تفسير قرآن نزول وحى را بر پيامبر ص چنين شرح مىدهد :
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 492
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٩٢