تحقق نيابد و حتى تخلف كنندگان از لشكر اسامه را لعن فرمود ، اما با اين حال گروهى از حركت سر باز زدند به بهانه اينكه در اين شرائط خاص پيامبر ص را تنها نمىگذاريم ( 1 ) .
4 - داستان « قلم و دوات » در ساعات آخر عمر پيامبر گرامى اسلام ص نيز معروف و تكان دهنده است ، و بهتر اين است كه عين عبارت صحيح مسلم را در اينجا بياوريم :
لما حضر رسول اللَّه و فى البيت رجال فيهم عمر بن الخطاب فقال النبى ( ص ) هلم اكتب لكم كتابا لا تضلون بعده ، فقال عمر ان رسول اللَّه ( ص ) قد غلب عليه الوجع ! و عندكم القرآن ، حسبنا كتاب اللَّه ! فاختلف اهل البيت ، فاختصموا ، فمنهم من يقول قربوا يكتب لكم رسول اللَّه ( ص ) كتابا لن تضلوا بعده ، و منهم من يقول ما قال عمر ، فلما اكثروا اللغو و الاختلاف عند رسول اللَّه ( ص ) قال رسول اللَّه قوموا ! :
« هنگامى كه وفات پيامبر ص نزديك شد گروهى در خانه نزد او بودند از جمله عمر بن خطاب ، پيامبر ص فرمود : نامه اى بياوريد تا براى شما مطلبى بنويسم كه هرگز بعد از آن گمراه نشويد ، عمر گفت : بيمارى بر پيامبر غلبه كرده ! ( و العياذ باللَّه سخنان ناموزون مىگويد ! ) قرآن نزد شما است ، و همين كتاب الهى ما را كافى است ! ! در اين هنگام در ميان حاضران در خانه اختلاف افتاد ، بعضى گفتند بياوريد تا پيامبر نامه خود را بنويسد ، تا هرگز گمراه نشويد ، در حالى كه بعضى ديگر سخن عمر را تكرار مىكردند ! هنگامى كه سخنان ناموزون
هامش
( 1 ) اين ماجرا را در بسيارى از كتب تاريخ اسلامى نوشتهاند و از حوادث مهم تاريخ اسلام است ( براى اطلاع بيشتر به كتاب « المراجعات » مراجعه 90 رجوع شود ) .