و حضرت ص روزه خود را افطار كرد ، همراهان نيز افطار كردند ، ولى عجب اينكه جمعى از آنها بر پيامبر ص پيشى گرفتند و حاضر به افطار نشدند و بر روزه خود باقى ماندند ، پيامبر آنها را عصاة يعنى « جمعيت گنهكاران » ناميد ( 1 ) .
2 - نمونه اى ديگر در داستان « حجة الوداع » در سال دهم هجرت اتفاق افتاد ، كه پيامبر ص دستور داد منادى ندا كند ، هر كس حيوان قربانى با خود نياورده بايد نخست « عمره » بجا آورد و از احرام بيرون آيد ، سپس مراسم حج را انجام دهد ، و اما آنها كه قربانى همراه خود آوردهاند ( و حج آنها حج افراد است ) بايد بر احرام خود باقى بمانند ، سپس افزود اگر من شتر قربانى نياورده بودم عمره را تكميل مىكردم ، و از احرام بيرون مىآمدم .
ولى گروهى از انجام اين دستور سر باز زدند و گفتند چگونه ممكن است پيامبر ص بر احرام خود باقى بماند ، و ما از احرام بيرون آئيم ؟ آيا زشت نيست كه ما به سوى مراسم حج بعد از انجام عمره برويم در حالى كه قطرههاى آب غسل ( جنابت ) از ما فرو مىريزد .
پيامبر ص از اين تخلف و بى انضباطى سخت ناراحت شد و آنها را شديدا سرزنش كرد ( 2 ) .
3 - داستان تخلف از لشكر « اسامه » در آستانه وفات پيامبر ص معروف است كه حضرت به مسلمانان دستور داد كه به فرماندهى « اسامة بن زيد » براى جنگ با روميان آماده شوند ، و به مهاجران و انصار فرمود با اين لشكر حركت كنند .
شايد مىخواست به هنگام رحلتش مسائلى كه در امر خلافت واقع شد
هامش
( 1 ) اين حديث را بسيارى از مورخان و محدثان نقل كردهاند از جمله در جلد 7 وسائل صفحه 125 ( ابواب من يصح منه الصوم ) ( با كمى تلخيص ) .
( 2 ) « بحار الانوار » جلد 21 صفحه 386 ( با تلخيص ) .