جدال براى تو نزدند ، آنها گروهى كينه توز و پرخاشگرند .
59 - او فقط بنده اى بود كه ما نعمت به او بخشيديم و نمونه و الگويى براى بنى اسرائيلش قرار داديم .
60 - و هر گاه بخواهيم بجاى شما در زمين ملائكه اى قرار مىدهيم كه جانشين ( شما ) گردند .
61 - و او سبب آگاهى بر روز قيامت است ( نزول عيسى گواه نزديكى رستاخيز است ) هرگز در آن ترديد نكنيد و از من پيروى كنيد كه اين راه مستقيم است .
62 - و شيطان شما را ( از راه خدا ) باز ندارد كه او دشمن آشكار شما است .
شان نزول :
در سيره ابن هشام چنين آمده است : رسول خدا روزى با « وليد بن مغيره » در مسجد نشسته بود « نضر بن حارث » نيز آمد و در كنار آنها نشست ، گروهى از سران قريش نيز در مجلس بودند پيامبر ص با آنها سخن گفت ، « نضر » به مقابله برخاست ، پيامبر ص با دلائل منطقى ( پيرامون بطلان بتپرستى ) او را محكوم ساخت ، سپس اين آيه را بر آنها خواند « إِنَّكُمْ وَما تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه حَصَبُ جَهَنَّمَ أَنْتُمْ لَها وارِدُونَ لَوْ كانَ هؤُلاءِ آلِهَةً ما وَرَدُوها وَكُلٌّ فِيها خالِدُونَ . . . » :
« شما و آنچه غير از خدا مىپرستيد هيزم جهنم خواهيد بود و همگى در آن وارد مىشويد ، اگر اينها خدايان بودند هرگز وارد دوزخ نمىشدند ، و همگى در آن جاودانه خواهند بود » .
بعد از اين ماجرا پيامبر ص از جا برخاست و رفت ، در اين هنگام « عبد اللَّه بن زبعرى » آمد و به آن جمع پيوست ، « وليد » به « عبد اللَّه » گفت : « نضر بن حارث » در مقابل محمد درمانده شد ، و پاسخى نداشت بدهد ، محمد گمان مىكند ما و همه معبودهايمان هيزم دوزخيم ! .
« عبد اللَّه » گفت : به خدا سوگند اگر من او را مىديدم پاسخش را مىدادم ،