* ( مَهِينٌ وَلا يَكادُ يُبِينُ ) * ) ( 1 ) .
و به اين ترتيب دو افتخار بزرگ براى خود ( حكومت مصر ، و مالكيت نيل ) و دو نقطه ضعف براى موسى ( فقر ، و لكنت زبان ) بيان كرد .
در حالى كه موسى هرگز در آن زمان لكنت زبان نداشت ، چرا كه خداوند دعاى او را مستجاب كرد و سنگينى زبانش را بر طرف ساخت ، چرا كه به هنگام بعثت عرضه داشت وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي ( خداوندا گره را از زبان من بگشا ) ( طه - 27 ) و مسلما دعايش مستجاب شد و قرآن نيز گواه بر آن است .
نداشتن ثروت فراوان و لباسهاى مجلل و كاخهاى پر زرق و برق كه معمولا از طريق ظلم و ستم بر محرومان حاصل مىشود نه تنها عيب نيست بلكه افتخار است و كرامت و ارزش .
تعبير به « مهين » ( پست ) ممكن است اشاره به طبقات اجتماعى آن زمان باشد كه ثروتمندان و اشراف قلدر را طبقه بالا ، و زحمتكشان كم درآمد را طبقه پست مىپنداشتند ، و يا اشاره به نژاد موسى باشد كه از بنى اسرائيل بود ، و قبطيان فرعونى خود را آقا و سرور آنها مىپنداشتند .
سپس فرعون به دو بهانه ديگر متشبث شده گفت : « چرا دستبندهايى از طلا به او داده نشده ؟ ! يا اينكه چرا فرشتگان همراه او نيامدهاند تا گفتار او را تصديق كنند » ؟ ! ( * ( فَلَوْ لا أُلْقِيَ عَلَيْه أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جاءَ مَعَه الْمَلائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ ) * ) ( 2 ) .
هامش
( 1 ) جمعى « ام » را در جمله بالا « منقطعه » و به معنى « بل » گرفتهاند ، و بعضى آن را « متصله » و مربوط به جمله ا فلا تبصرون دانستهاند ، و در تقدير چنين است : ا فلا تبصرون ام تبصرون انا خير من هذا . . .
( 2 ) « مقترنين » به معنى متتابعين يا « متعاضدين » آمده ، و بعضى گفتهاند اقتران در اينجا به معنى تقارن است .