جالب اينكه در حديثى از پيغمبر گرامى ص در تكميل اين برنامه مىخوانيم :
لو وزنت الدنيا عند اللَّه جناح بعوضة ما سقى الكافر منها شربة ماء :
« اگر دنيا به اندازه بال مگسى نزد خدا وزن داشت خداوند به كافر حتى يك شربت آب نمىنوشانيد » ( 1 ) .
امير مؤمنان على ع نيز در « خطبه قاصعه » سخن را در اين زمينه به اوج رسانده مىفرمايد :
« موسى بن عمران با برادرش وارد بر فرعون شدند در حالى كه لباسهاى پشمين در دست داشتند و در دست هر كدام عصاى ( چوپانى ) بود ، با او شرط كردند كه اگر تسليم فرمان خدا شود حكومت و ملكش باقى مىماند ، و عزت و قدرتش دوام خواهد يافت ، اما او گفت : آيا از اين دو تعجب نمىكنيد كه با من شرط مىكنند كه بقاى ملك و دوام عزتم بستگى به خواسته آنها دارد ، در حالى كه فقير و بيچارگى از سر و وضعشان مىبارد ! ( اگر راست مىگويند ) پس چرا دستبندهايى از طلا به آنها داده نشده است » ؟
« اين سخن را فرعون به خاطر بزرگ شمردن طلا ، و جمعآورى آن ، و تحقير پشمينه پوشى گفت » .
« اگر خدا مىخواست به هنگام بعثت پيامبرانش درهاى گنجها و معادن طلا و باغهاى سبز و خرم را به روى آنان بگشايد مىگشود ، و اگر اراده مىكرد پرندگان آسمان و حيوانات وحشى زمين را همراه آنان گسيل مىداشت ، ولى اگر اين كار را مىكرد آزمايش مردم از ميان مىرفت و پاداش و جزا بىاثر مىشد » ! .
و در قسمت ديگرى از همين خطبه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) تفسير كشاف جلد 4 صفحه 250 .