در نخستين آيه مىفرمايد : « اگر بهره مند شدن كفار از انواع مواهب مادى سبب نمىشد كه همه مردم تمايل به كفر پيدا كنند و امت واحد گمراهى گردند ، ما براى كسانى كه به خداوند رحمن كافر مىشدند خانه هايى با سقفهايى از نقره قرار مىداديم » ( * ( وَلَوْ لا أَنْ يَكُونَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلْنا لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ لِبُيُوتِهِمْ سُقُفاً مِنْ فِضَّةٍ ) * ) ( 1 ) .
خانه هايى كه چندين طبقه داشته باشد ، « و براى آنها پلهها و نردبانهاى جالبى قرار مىداديم كه از آن بالا روند » ( * ( وَمَعارِجَ عَلَيْها يَظْهَرُونَ ) * ) ( 2 ) .
جمعى از مفسران گفتهاند منظور پله هايى از نقره است ، و عدم تكرار كلمه « فضة » ( نقره ) به خاطر وضوح آن است ، ولى گويا آنها وجود پلهها را به تنهايى دليل بر اهميت خانهها ندانستهاند در حالى كه چنين نيست ، اصل وجود پلههاى فراوان دليل بر عظمت بنا و داشتن طبقات متعدد است .
« سقف » ( بر وزن شتر ) جمع « سقف » است و بعضى آن را جمع « سقيفه » به معنى مكان مسقف مىدانند ولى قول اول مشهورتر است .
سپس مىافزايد « علاوه بر اين ، براى خانههاى آنان درها و تختهايى قرار مىداديم كه بر آن تكيه كنند » ( * ( وَلِبُيُوتِهِمْ أَبْواباً وَسُرُراً عَلَيْها يَتَّكِؤُنَ ) * ) .
ممكن است اين جمله اشاره به درها و تختهاى نقره باشد كه چون در آيه قبل در مورد سقفها آمده در اينجا از تكرار آن خوددارى شده ، و نيز ممكن است
هامش
( 1 ) « لبيوتهم » بدل اشتمال است از « * ( لِمَنْ يَكْفُرُ بِالرَّحْمنِ ) * » و تكرار لام به خاطر همين معنى است ، يا به معنى « على » است ، اى : على بيوتهم ، ولى احتمال اول صحيحتر است .
( 2 ) « معارج » جمع « معراج » به معنى وسيله اى است كه انسان براى صعود به طبقات بالاتر از آن استفاده مىكند .