تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
نيز اطلاق مىشود و در قرآن نمونه‌هاى فراوانى دارد ، فى المثل در مورد افكندن يوسف در چاه كه از ناحيه برادران صورت گرفت قرآن تعبير به جعل ( قرار دادن ) كرده است فَلَمَّا ذَهَبُوا بِه وَأَجْمَعُوا أَنْ يَجْعَلُوه فِي غَيابَتِ الْجُبِّ ( يوسف - 15 ) از آنچه گفتيم روشن شد كه ضمير مفعولى در « جعلها » به كلمه توحيد و شهادت لا إله الا اللَّه بازمىگردد كه از جمله * ( إِنَّنِي بَراءٌ مِمَّا تَعْبُدُونَ ) * : « من از آنچه شما مىپرستيد بيزارم » استفاده مىشود ، و خبر از تلاشهاى ابراهيم براى تداوم خط توحيد در نسلهاى آينده مىدهد . در روايات متعددى كه از طرق اهل بيت ع رسيده مرجع ضمير ، مساله امامت قلمداد شده است ، و طبعا ضمير فاعلى هم به خدا برمىگردد ، يعنى خداوند مساله امامت را در دودمان ابراهيم تداوم بخشيد ، همانگونه كه از آيه 124 سوره بقره استفاده مىشود كه وقتى خداوند به ابراهيم فرمود من تو را امام قرار دادم ، او تقاضا كرد كه در فرزندانش نيز امامان باشند ، خداوند دعاى او را اجابت كرد به استثناى كسانى كه آلوده ظلم و ستم مىشوند : قالَ إِنِّي جاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَمِنْ ذُرِّيَّتِي قالَ لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ . ولى مشكل در به دو نظر اين است كه در آيه مورد بحث سخنى از امامت در ميان نيست مگر اينكه گفته شود جمله « سيهدين » ( خداوند مرا هدايت مىكند ) را اشاره به اين معنى بدانيم ، چرا كه هدايت پيامبر و امامان نيز شعاعى از هدايت مطلقه الهى است ، و حقيقت امامت با حقيقت هدايت يكى است . و از آن بهتر كه گفته شود مساله امامت در كلمه توحيد درج است چرا كه توحيد شاخه هايى دارد كه يكى از شاخه هايش توحيد در حاكميت و ولايت و رهبرى است ، و مىدانيم امامان ولايت و رهبرى خود را از سوى خدا مىگيرند ، نه اينكه از خود استقلالى داشته باشند ، و به اين ترتيب اين روايات از قبيل بيان يك مصداق و شاخه از مفهوم كلى « * ( جَعَلَها كَلِمَةً باقِيَةً ) * » محسوب مىشود ،
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 45 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي