نخست مىفرمايد : « آنها كسانى هستند كه ما بهترين اعمالشان را قبول مىكنيم » ( * ( أُولئِكَ الَّذِينَ نَتَقَبَّلُ عَنْهُمْ أَحْسَنَ ما عَمِلُوا ) * ) .
چه بشارتى از اين بالاتر كه خداوند بزرگ و قادر و منان ، عمل بنده ضعيف و ناچيزى را پذيرا شود كه اين خود گذشته از آثار ديگر افتخارى است بزرگ و موهبتى است عالى و معنوى .
با اينكه خداوند همه اعمال نيك را مىپذيرد چرا مىگويد : « بهترين اعمال آنها را پذيرا مىشود » ؟ ! در پاسخ اين سؤال جمعى از مفسران گفتهاند : منظور از بهترين اعمال واجبات و مستحبات است در برابر مباحات كه اعمال خوبى است اما چيزى نيست كه مورد پذيرش واقع شود ، و اجر و ثوابى به آن تعلق گيرد ( 1 ) .
پاسخ ديگر اينكه خداوند بهترين اعمال آنها را معيار پذيرش قرار مىدهد و حتى اعمال درجه دو ، و كم اهميت آنها را به حساب اعمال درجه يك به فضل و رحمتش مىگذارد ، اين درست به آن مىماند كه خريدارى به عنوان فضل و كرم اجناس متفاوتى را كه از طرف فروشنده اى عرضه شده است به بهاى جنس اعلا محاسبه كند ، و از فضل و لطف خداوند هر چه گفته شود عجيب نيست .
موهبت دوم پاكسازى آنها است ، مىگويد : « ما از گناهانشان مىگذريم » ( * ( وَنَتَجاوَزُ عَنْ سَيِّئاتِهِمْ ) * ) .
در حالى كه در ميان بهشتيان جاى دارند ( * ( فِي أَصْحابِ الْجَنَّةِ ) * ) » .
و اين سومين موهبت الهى نسبت به آنها است كه آنان را با اين كه لغزشهايى
هامش
( 1 ) طبرسى در « مجمع البيان » و « علامه طباطبائى » در « الميزان » و « فخر رازى » در « تفسير كبير » و غير آنها در ذيل آيه مورد بحث .
( 2 ) « * ( فِي أَصْحابِ الْجَنَّةِ ) * » متعلق به محذوفى است كه حال براى ضمير « هم » مىباشد و در تقدير چنين است حالكونهم موجودين فى اصحاب الجنة .