داشتهاند شستشو داده ، در كنار نيكان و پاكانى جاى مىدهد كه از مقربان درگاه اويند .
ضمنا از اين تعبير استفاده مىشود كه منظور از « اصحاب الجنة » در اينجا بندگان مقربى هستند كه هرگز گرد و غبار معصيت بر دامانشان ننشسته و اين مؤمنان توبه كار بعد از مغفرت الهى در كنار آنها و در سايه آنها جاى مىگيرند .
و در پايان آيه براى تاكيد بر اين نعمتها كه گفته شد مىافزايد : « اين وعده صدقى است كه پيوسته به آنها داده شده است » ( * ( وَعْدَ الصِّدْقِ الَّذِي كانُوا يُوعَدُونَ ) * ) ( 1 ) .
چگونه وعده صدق نباشد در حالى كه تخلف از وعده يا به خاطر پشيمانى و نادانى است ، و يا از ضعف و ناتوانى ، و خداوند از همه اين امور منزه است .
نكتهها :
[ 1 - ترسيمى از يك انسان مؤمن بهشتى ]
اين آيات ترسيمى است از يك انسان مؤمن بهشتى كه نخست رشد جسمانى و سپس مرحله كمال عقلى خود را پيموده ، بعد به مقام شكرگزارى در برابر نعمتهاى پروردگار ، و شكر زحمات طاقتفرساى پدر و مادر رسيده ، و به موقع از لغزشها توبه مىكند ، و به انجام اعمال صالح و از جمله تربيت فرزندان اهتمام مىورزد ، و سرانجام به مقام تسليم مطلق در برابر فرمان الهى صعود مىكند ، و همين امر سبب مىشود كه غرق رحمت و غفران و نعمتهاى گوناگون خداوند شود .
آرى بايد يك انسان بهشتى را از اين صفاتش شناخت .
2 - تعبير به « وصينا الانسان » ( به انسان توصيه كرديم )
اشاره به اين
هامش
( 1 ) « وعد الصدق » مفعول مطلق براى فعل محذوفى است ، و در تقدير چنين است يعدهم وعد الصدق الذى كانوا يوعدون بلسان الانبياء و الرسل .