* ( مُعَلَّمٌ مَجْنُونٌ ) * ) .
گاه مىگفتند يك « غلام رومى » داستانهاى انبياء را شنيده به او تعليم مىدهد ، و اين آيات ساخته و پرداخته او است ! وَلَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّهُمْ يَقُولُونَ ، إِنَّما يُعَلِّمُه بَشَرٌ لِسانُ الَّذِي يُلْحِدُونَ إِلَيْه أَعْجَمِيٌّ وَهذا لِسانٌ عَرَبِيٌّ مُبِينٌ : « ما مىدانيم كه آنها مىگويند بشرى به او تعليم مىدهد در حالى كه زبان كسى كه اين نسبت الحادى را به او مىدهند عجمى است و اين قرآن عربى آشكار است » ( نحل - 103 ) .
و گاه مىگفتند او گرفتار اختلال حواس شده است ، و اين سخنان زائيده آن است از دست دادن تعادل فكرى است .
سپس مىافزايد : « ما كمى عذاب را از شما بر طرف مىسازيم ولى عبرت نمىگيريد ، و بار ديگر به كارهاى خود بازمىگرديد » ( * ( إِنَّا كاشِفُوا الْعَذابِ قَلِيلًا إِنَّكُمْ عائِدُونَ ) * ) .
و از اينجا روشن مىشود كه اگر به هنگام گرفتارى در چنگال عذاب از كرده خود پشيمان شوند و تصميم بر تجديد نظر مىگيرند موقت و زودگذر است ، همين كه طوفان حوادث فرو نشست برنامههاى پيشين تكرار مىگردد .
و در آخرين آيه مورد بحث مىفرمايد : « ما از آنها انتقام مىگيريم روزى روز مجازات بزرگ و سخت است ، آرى ما از آنها انتقام مىگيريم » ( * ( يَوْمَ نَبْطِشُ الْبَطْشَةَ الْكُبْرى إِنَّا مُنْتَقِمُونَ ) * ) ( 1 ) .
هامش
( 1 ) در تركيب اين جمله احتمالات فراوانى دادهاند ، آنچه بيشتر از سوى مفسران پذيرفته شده است و با لحن آيه نيز مناسب مىباشد اين است كه : « يوم » متعلق است به فعل « ننتقم » كه از جمله « انا منتقمون » فهميده مىشود ، بنا بر اين در تقدير چنين است : « ننتقم منهم يوم نبطش البطشة الكبرى انا منتقمون .