نبوديد اصلا شما مخالف حق بوديد ، و اين مخالفت ، عذاب جاويدان را براى شما به ارمغان آورد .
در آيه بعد گوشه اى از كراهت و بيزارى آنها را از حق و طرفدارى آنها را از باطل منعكس ساخته ، مىفرمايد : « بلكه آنها تصميم محكمى بر توطئه گرفتند ما نيز اراده محكم و تغييرناپذيرى در باره آنها داريم » ( * ( أَمْ أَبْرَمُوا أَمْراً فَإِنَّا مُبْرِمُونَ ) * ) ( 1 ) آنها توطئهها چيدند تا نور اسلام را خاموش كنند ، و پيامبر ص را به قتل رسانند ، و از هر طريقى بتوانند ضربه بر مسلمين وارد كنند .
ما نيز اراده كردهايم آنها را در اين جهان و جهان ديگر سخت كيفر دهيم .
بعضى از مفسران شان نزول اين آيه را مساله توطئه قتل پيامبر ص قبل از هجرت دانستهاند كه در آيه وَإِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . ( انفال - 30 ) نيز به آن اشاره شده است ( 2 ) .
ولى ظاهر اين است كه اين مطلب از قبيل تطبيق است نه شان نزول .
آيه بعد در حقيقت بيان يكى از علل توطئه گريهاى آنها است ، مىفرمايد :
« بلكه آنها چنين مىپندارند كه ما اسرار پنهانى سخنان درگوشى آنها را نمىشنويم » ! ( * ( أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْواهُمْ ) * ) .
ولى چنين نيست ، هم ما مىشنويم ، و هم « رسولان و فرشتگان ما نزد آنان حاضر و ناظرند و پيوسته سر و نجواى آنها را مىنويسند » ( * ( بَلى وَرُسُلُنا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ ) * ) .
« سر » به معنى مطلبى است كه انسان در دل پنهان مىكند ، و يا تنها
هامش
( 1 ) « ام » در آيه فوق منقطعه ، و به معنى « بل » است ، و « ابرام » به معنى تابيدن و محكم كردن است .
( 2 ) فخر رازى ذيل آيات مورد بحث .