بر ريشه سعادت خود زند « وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرى عَلَى اللَّه الْكَذِبَ » ( سوره صف - 7 ) .
آرى قرآن سرچشمه اصلى همه سعادتها و شقاوتها را خود انسان و اعمال او مىشمرد نه مسائل پندارى كه گروهى براى خود درست كردهاند .
سپس به بيان گوشه ديگرى از بيچارگى آنها پرداخته مىگويد : « آنها فرياد مىكشند كه اى مالك دوزخ ! آرزو داريم پروردگارت ما را بميراند تا از اين عذاب دردناك آسوده شويم » ! ( * ( وَنادَوْا يا مالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنا رَبُّكَ ) * ) .
با اينكه هر كس از مرگ مىگريزد و خواهان ادامه حيات است ، اما گاهى چنان مصائب بر انسان فشار مىآورد كه از خدا تمناى مرگ مىكند ، و اين چيزى است كه اگر در دنيا براى بعضى واقع شود در آنجا براى مجرمان جنبه عمومى دارد و همگى تمناى مرگ مىكنند .
اما چه سود كه مالك دوزخ به آنها پاسخ مىگويد « شما در اينجا ماندنى هستيد » ! و نجاتى حتى از طريق مرگ وجود ندارد ( * ( قالَ إِنَّكُمْ ماكِثُونَ ) * ) ( 1 ) .
و عجب اينكه به گفته بعضى از مفسران مالك دوزخ اين پاسخ را با نهايت بى اعتنايى بعد از هزار سال ! به آنها مىگويد ، و چه دردناك است اين بى اعتنايى » .
ممكن است گفته شود اين چه تقاضايى است كه آنها مىكنند با اينكه يقين دارند مرگ و ميرى در كار نيست ، ولى بايد توجه داشت كه اين گونه درخواستها
هامش
( 1 ) « ماكثون » از ماده مكث در اصل به معنى توقف توأم با انتظار است ، و شايد اين تعبير از سوى مالك دوزخ يك نوع استهزاء است همانطور كه گاه شخص غير مستحق تقاضاى چيزى مىكند مىگوئيم منتظر باش ! .
( 2 ) « مجمع البيان » ذيل آيات مورد بحث ، البته بعضى عدد سالهاى فاصله را يكصد سال و چهل سال نيز گفتهاند ، هر چه باشد دليل بر بى اعتنايى است .