نيست ، افزايش واقعى در انفاق فى سبيل اللَّه است .
و بر اين اساس ، آيه را مقدمه اى مىدانند بر مساله تحريم ربا كه نخست قبل از هجرت پيامبر ص به صورت يك اندرز اخلاقى بيان شد ، و بعد از هجرت در سه سوره ديگر قرآن ( سوره بقره و آل عمران و نساء ) تحريم آن به صورت تدريجى پياده گشت ( و ما نيز بر همين اساس در جلد دوم تفسير نمونه صفحه 270 اشاره اى داشتيم ) .
البته ميان اين دو معنى تضادى نيست ، و مىتوان آيه را به معنى وسيعى تفسير كرد كه هم « رباى حلال » و هم « رباى حرام » در آن جمع باشد و هر دو در برابر انفاق فى سبيل اللَّه قرار گيرد ، اما تعبيرات آيه با تفسير اول سازگارتر است .
زيرا ظاهر آيه اين است كه در اينجا عملى انجام شده كه ثوابى ندارد و مباح است چون مىگويد : اين كار در نزد خدا افزايشى نمىآورد ، و اين تناسب با رباى حلال دارد كه نه ثواب دارد و نه گناهى ، ولى چيزى نيست كه موجب خشم و غضب پروردگار گردد ، و گفتيم روايات اسلامى نيز ناظر به آن است .
ذكر اين نكته نيز لازم است كه « مضعفون » كه صيغه اسم فاعل است در اينجا به معنى مضاعف كننده نيست ، بلكه به معنى صاحب پاداش مضاعف است ، زيرا اسم فاعل در لغت عرب گاه به معنى صاحب چيزى مىآيد مانند « موسر » يعنى « صاحب مال فراوان » .
اين موضوع را نيز نبايد از نظر دور داشت كه « ضعف » و « مضاعف » در لغت عرب به معنى دو چندان نيست ، بلكه دو برابر و چندين برابر را شامل مىشود و حد اقل در مورد آيه ، ده برابر است ( چنان كه قرآن مىگويد : مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه عَشْرُ أَمْثالِها - انعام - 160 ) .
و در مورد قرض به هيجده برابر مىرسد ، چنان كه در حديثى از امام صادق ع مىخوانيم :
على باب الجنة مكتوب القرض بثمانية عشر و الصدقة بعشر :
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي ) — صفحة 446
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٤٦