اين استثناها گويا براى اين است كه خداوند نشان دهد با تمام تاثيرى كه در عالم اسباب آفريده ، نبايد در عالم اسباب گم شوند ، و نبايد فراموش كنند كه در پشت اين دستگاه ، دست نيرومند ديگرى است كه آن را مىگرداند .
گاه چنان سخت مىگيرد كه هر چه انسان مىكوشد و به هر درى مىزند ، همه درها را به روى خود بسته مىبيند ، و گاه آن چنان آسان مىگيرد كه هنوز به سراغ درى نيامده در برابر او باز مىشود ! .
اين امر كه در زندگى خود كم و بيش با نمونههاى آن روبرو بودهايم علاوه بر اينكه با غرور نعمت و ياس ناشى از فقر مبارزه مىكند ، دليلى است بر اينكه در ما وراى اراده و خواست ما دست نيرومند ديگرى در كار است .
لذا در پايان آيه مىگويد : « در اين نشانه هايى است از قدرت و عظمت خدا براى قومى كه ايمان مىآورند » ( * ( إِنَّ فِي ذلِكَ لآياتٍ لِقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ ) * ) .
بعضى از مفسران سخنى به اين مضمون نقل كردهاند كه از عالمى پرسيدند :
ما الدليل على ان للعالم صانعا واحدا ؟ : « چه دليلى داريم كه عالم را خالقى يكتا است » ؟ گفت : به سه دليل : ذل اللبيب ، و فقر الاديب ، و سقم الطبيب ! : « عقب ماندگى افراد هوشيار ، و تنگدستى افراد هنرمند و سخنور ، و بيمارى طبيبان » ! ( 1 ) .
آرى وجود اين استثناها نشانه اين است كه كار به دست ديگرى است ، چنان كه در حديث معروفى از على ع مىخوانيم :
عرفت اللَّه سبحانه بفسخ الغرائم و حل العقود و نقض الهمم :
« من خداوند سبحان را از آنجا شناختم كه ( گاه ) تصميمهاى محكم ، فسخ مىشود و گاه گرهها گشوده و ارادههاى قوى نقض مىگردد و ناكام مىماند » ( 2 ) .
هامش
( 1 ) تفسير « روح البيان » جلد 7 صفحه 39 ذيل آيه مورد بحث .
( 2 ) « نهج البلاغه » كلمات قصار جمله 250 .