همچون جن ، و يا بتهاى سنگى و چوبى را شركاء خدا مىشمريد ؟ اين چه قضاوت زشت و دور از منطقى است ؟ ! « مملوكهاى مجازى » كه به سرعت ممكن است آزاد شوند و در رديف شما قرار گيرند ( همانگونه كه در اسلام اين طرح ريخته شده ) هرگز در حال مملوك بودن در رديف مالك خود قرار نمىگيرند ، و حق دخالت در قلمرو او ندارند ، چگونه « مملوكهاى حقيقى » كه ذات و وجودشان متعلق به خدا است ، و محال است اين تعلق و وابستگى از آنها سلب شود ، و هر چه داريد از او داريد ، و بدون او هيچ است و پوچيد ، چگونه آنها را به عنوان شريك خدا انتخاب كردهايد ؟
بعضى از مفسران گفتهاند كه اين آيه ناظر به سخنى است كه مشركان قريش به هنگام مراسم حج و گفتن « لبيك » ذكر مىكردند ، چرا كه آنها مىگفتند :
لبيك ، اللهم لا شريك لك ، الا شريكا هو لك ، تملكه و ما ملك ! كه محتواى آن اين بود « خداوندا تو شريكى دارى كه مالك او هستى و مالك املاك او » ! ( 1 ) .
بديهى است اين شان نزول مانند سائر شان نزولها معناى آيه را محدود نمىكند و در هر حال آيه پاسخى است به همه مشركان ، و از زندگى خود آنها كه بر مدار بردگى مىچرخيد گرفته ، و بر آنها احتجاج مىكند .
تعبير به « * ( ما رَزَقْناكُمْ ) * » اشاره به اين نكته است كه شما نه مالك واقعى اين بردگان هستيد ، و نه مالك واقعى اموالتان ، چرا كه همه از آن خدا است ، اما با اين حال حاضر نيستيد اموال مجازى خود را به مملوكهاى مجازى خود واگذار كنيد و آنها را شريك خود بشماريد ، در حالى كه از نظر تكوينى مشكل و محالى لازم نمىآيد ، زيرا سخن در محور اعتباريات دور مىزند .
اما تفاوت خدا با مخلوقاتش يك تفاوت تكوينى و غير قابل تغيير است ، و شريك
هامش
( 1 ) تفسير الميزان و تفسير مجمع البيان و تفسير نور الثقلين ذيل آيات مورد بحث .