كه هيچ شريكى براى او در مالكيت وجود ندارد ، حتى معبودهاى پندارى مشركان نيز مملوك مالك الملوكند و سر بر فرمان او دارند .
ضمنا بايد توجه داشت « قانت » از ماده « قنوت » در اصل به معنى ملازمت اطاعت توام با خضوع است ( چنان كه راغب در مفردات گفته است ) .
در حديثى از پيامبر گرامى اسلام ص مىخوانيم :
كل قنوت فى القرآن فهو طاعة :
« هر قنوتى در قرآن به معنى اطاعت است » .
منتهى گاه اطاعت تكوينى و گاه تشريعى است .
و اينكه بعضى از مفسران « قانتون » را در اينجا به معنى « قائمون بالشهادة على وحدانيته » كردهاند ( 1 ) در حقيقت بيان يكى از مصداقهاى اطاعت است ، چرا كه شهادت به وحدانيت خدا نوعى اطاعت او است .
و از آنجا كه در سلسله آياتى كه گذشت و نيز بعدا خواهد آمد مسائل مربوط به مبدء و معاد همچون تار و پود يك پارچه درهم انسجام يافته ، در آيه بعد باز به مساله معاد بر مىگردد و مىگويد : « او كسى است كه آفرينش را آغاز كرد سپس آن را باز مىگرداند ، و اين براى او آسانتر است » ! ( * ( وَهُوَ الَّذِي يَبْدَؤُا الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُه وَهُوَ أَهْوَنُ عَلَيْه ) * ) ( 2 ) .
قرآن در اين آيه با كوتاهترين استدلال ، مساله امكان معاد را اثبات كرده
هامش
( 1 ) « آلوسى » در « روح المعانى » ذيل آيه مورد بحث اين سخن را از يكى از مفسران پيشين نقل كرده است .
( 2 ) فخر رازى از صاحب تفسير كشاف چنين نقل مىكند كه خداوند در مورد تولد حضرت مسيح بدون پدر فرمود « هو على هين » و چون « على » مقدم شده است دليل بر حصر است ، يعنى اين كار تنها براى من آسان است نه بر غير من اما در آيه مورد بحث فرموده « هو اهون على » و حصرى از آن استفاده نمىشود ، اشاره به اينكه هر كسى بتواند كارى را در آغاز انجام دهد قدرت بر اعاده آن نيز دارد ( دقت كنيد ) .